کد خبر : 36
زمان انتشار : 1403/08/29 |
می‌خواهم نا‌خن‌کار شوم!
به قلم عشرت کراری

می‌خواهم نا‌خن‌کار شوم!

نباید به کودکان اجازه داد هر صفحه و هر گزاره ناسالمی را ببینند و بخوانند که در این‌صورت، گزاره‌های خلاف و خطا را حقیقت می‌پندارند و ناخواسته و نادانسته، به فهمِ خود آسیب می‌رسانند، آسیبی که هزینه‌های گزافی برای اصلاح، می‌طلبد و گاه ناممکن است.

به گزارش سایت تفکر، خانم معلم شاکی است؛ او دغدغه‌هایی‌ دارد که وقتی هم‌سن شاگردان خود بود، اصلا وجود نداشت. دارد دردِ دل می‌کند اما کلامش پر است از خشم و اندوه:
«درصد زیادی از دانش‌آموزان کلاسم می‌گویند در آینده می‌خواهند ناخن‌کار شوند! این فاجعه است...»
این معلم پایه سوم ادامه می‌دهد: «یکی از شاگردانم می‌گوید خانم! می‌خواهم ناخن‌کار شوم؛ چون درآمدش خوب است. آن‌یکی می‌گوید که چون تنوّع دارد این شغل را برای آینده خود درنظر گرفته است؛ دیگری می‌گوید چون راحت‌تر از درس‌خواندن است انتخابش کرده و... که متاسفانه این مساله به‌شدت ذهن مرا درگیر کرده است.»
 
 
صحبت از جامعه‌ای است که شاگردان پایه سوم دبستانش، دیگر نمی‌خواهند معلم شوند، نمی‌خواهند مهندس شوند، نمی‌خواهند مخترع یا خلبان شوند؛ نه این‌که ناخن‌کاری شغل بدی باشد، نه! اما فکر کنیم که چه اتفاقی افتاده است، دقیقاً به کدام قهقرا می‌رویم، فردای این سرزمین، چگونه خواهد بود، چه کسی تقصیر کرده و چه کسی قصور که به این نقطه رسیدیم ؟
 
بلایی که سال‌هاست زیرپوستی و خزنده بر سر فرهنگ خانواده‌های ایرانی آمده، همان جنگ نرمی که خودمان اجازه دادیم خیمه بزند در قلب خانه‌های‌مان.
 
حالا فرزندان زیبای این مرز و بوم به جای ادامه تحصیل و اندیشه پیشرفت برای سازندگی کشور می‌خواهند ناخن‌کار شوند؛ شاخه‌ای نوپا در فن آرایش و زیبایی بانوان که متاسفانه آنقدر اصل شده که درس و مدرسه جزو فرعیات به شمار می‌رود.
 
می‌بینید؟ فاجعه بیش از آنچه که تصور کنیم به ما نزدیک است و حتی بی‌راه نیست اگر بگوییم در میانه یک فاجعه مدرن هستیم.
 
«کرونا» اختراع شد تا کلاس‌های مدارس آنلاین شود؛ سر و چشم کودکان از همان دوره دبستان، بیفتد توی گوشی و فرصت نکنند ببینند پیرامون‌شان چه می‌گذرد.
 
این‌ها را بگذارید کنار و برویم عقب‌تر؛ زمانی که یک شبکه ماهواره‌ای فارسی‌زبان، برای متلاشی‌کردن بنیان خانواده؛ سریال‌های عوضی می‌داد به خورد مادران این مرز و بوم‌! مادرانی که شاید تا قبل از شبیخون اخلاقی ماهواره، خیلی‌هایشان ساده‌ و معصوم بودند و چیزی از خیانت و پرده‌دری در حریم خانه و خانواده بلد نبودند؛ خانم‌هایی که الگوی زیبای مادرانگی بودند برای طفلان و کودکان خود.
 
این دام‌ها همه با برنامه‌ریزی‌های هدفمند پهن شد و از بد حادثه، تیر مزدوران به هدف نشست. کودکان بیشتر اوقات را در دامان مادران سپری می‌کنند و اگر مادران سرشان گرمِ موضوعات غیراخلاقی شود، واویلا...
 
امروز بخشی از آینده است، پدران! مادران! مدیران!  این شما و این کودکان و آینده سازانی که می‌خواهند ناخن‌کار شوند!
 
آیا اوج آمال و آرزوهای شما و فرزندان‌تان همین قدر ارتفاع کوتاهی داشت؟
 
آیا تمام زحمات شما برای به بار نشستن ثمره‌های عمرتان، همین قدر بود؟
 
البته که به همین مقدار بسنده نکنیم؛ باید شاهد آثار مخرّب بیشتری از محتواهای سخیف اینستاگرام و دیگر فضاهای مجازی بر روح و روان کودکان خود باشیم... چیزی که متاسفانه با سرعتی مهارناشدنی در حال گسترش در دنیای معصومانه کودکان است.
 
این‌ها بخشی از فرایند بهره‌کشی فرهنگی به نفع عده‌ای است که جهان را اداره می‌کنند؛ همان‌ها که به نفع‌شان نیست تا کودکانِ باهوش و مستعدّ ما، بدانند که در جهان چه می‌گذرد؛ هم‌آنهایی که بردگی مردمان را، تنها راهِ بر قدرت‌ماندنِ خویش می‌دانند؛ معلوم است که به لطایف‌الحیل دست به کنترل جوامع می‌زنند و در این رهگذر از هیچ رذالتی فروگذار نکردند و نمی‌کنند.
 
اما تکلیف ما چیست که بی‌شک نباید دست‌ روی‌ دست‌گذاشتن و تماشای این سقوط باشد!
 
 ما موظف هستیم خود را تا دندان به سلاح دانایی و سپس توانایی مجهز کنیم و فرزندان پاک و معصوم خود را از این باتلاق‌ها بیرون بکشیم و بفرستیم به مسیر تعالی. در این راه، والدین با مطالعه از منابع موثق و مُتقن و اشراف به این‌که هر مطلبی را از خیل بی‌شمار رسانه‌ها باور نکنند؛ می‌توانند نجات‌بخش باشند.
 
از همه مهم‌تر تعیین و اعمال محدودیت‌های جدی حضور کودکان و نوجوانان در فضای مجازی و رصد و کنترل صفحاتی است که می‌بینند.  نباید به کودکان اجازه داد هر صفحه و هر گزاره ناسالمی را ببینند و بخوانند که در این‌صورت،  گزاره‌های خلاف و خطا را حقیقت می‌پندارند و در برابر پذیرش گزاره‌های سالم و درست، مقاومت می‌کنند و به این شکل ناخواسته و نادانسته، به فهمِ خود آسیب می‌رسانند،  آسیبی که هزینه‌های گزافی برای اصلاح، می‌طلبد و گاه ناممکن است.

لینک کپی شد
ارسال نظرات
یادداشت