فرماندار بابلسر در نشست با سرمایهگذاران بخش خصوصی تأکید کرد:
ساحل بابلسر؛ ظرفیتی ممتاز برای پرورش ماهیان خاویاری
«قربانعلی ولیزاده بورا» امروز یکشنبه در دیدار با تعدادی از سرمایهگذاران بخش خصوصی گفت: تولید و صادرات ماهیان خاویاری ارزآوری بالایی دارد و ساحل شهرستان بابلسر ظرفیتی ممتاز برای پرورش ماهیان خاویاری محسوب میشود.
به گزارش تفکر، فرماندار بابلسر گفت: حمایت از سرمایهگذاران بخش خصوصی برای تولید ماهیان خاویاری یکی از سیاستهای راهبردی ما در شهر ساحلی بابلسر است و این امر با توجه به ظرفیتهای ممتاز ساحلی موجود، رونق اقتصادی این خطه از شمال را به ارمغان میآورد.
وی گفت: سرمایهگذاری در این حوزه نه تنها برای تولیدکنندگان آورده اقتصادی خوبی خواهد داشت بلکه زمینه اشتغالآفرینی جوانان بومی فراهم را میسازد.
فرماندار بابلسر با اشاره به آغاز فصل صید از دریای خزر گفت: صید اصولی و حفظ ذخایر ارزشمند انواع ماهیان در این دریا باید بهصورت جدی برای صیادان تبیین گردد.
ولیزاده ادامه داد: با تلاش کارشناسان سال گذشته بخش قابل توجهی از مولدین باارزش از صیدگاههای استان تحویل مراکز تکثیر و بازسازی شد و اقدامات مهمی در جهت رهاسازی بچهماهیهای خاویاری به دریا و بازسازی ذخایر طبیعی صورت گرفت.
وی با اشاره به این مطلب که در حال حاضر صیانت از ذخایر ژنتیکی گونههای ارزشمند ماهیان خاویاری خزر و افزایش سهم استان در تولید و صادرات خاویار پرورشی یکی از برنامههای جدی استانی محسوب میشود، گفت: برای تحقق این برنامه مهم استانی بابلسر بهصورت ویژه همکاری میکند.

رویای مازندران قویتر
عشرت کراری/ اهمیت مازندران بر همهی ایران مشخص است اما گویا تصمیمسازان استان، هنوز به این باور نرسیدند که این استانِ کهن با اساطیر و دانشمندان نامداری که دارد، هرگز درخور جایگاهش توسعه نیافته است و این چیزهایی که امروزه در جهت اقتصاد و گردشگری در استان وجود دارد از بدیهیترین موارد کسب و کار است.
نارنگی ارزان، پاسوز گرانیهای بیامان
این روزها که فصل برداشت مرکبات در مازندران است و باید برای باغداران فصلی شیرین و همراه با به بار نشستن ماهها تلاش شبانهروزی باشد، به روزهای دلهره، نگرانی و خسارت تبدیل شده است و دلیل آن نیز قیمت پایین نارنگی پیشرس و محلی است که 35 تا 40 هزار تومان در هر کیلو بابت آن به باغداران پول میدهند.
عقبنشینی دخترها؛ اجبار یا انتخاب؟
غلبهی هوش بر هنجار سبب شد تا دختر دانشآموز از نظم حاکم بر زیست سنتی ایرانی عبور کند و به شکستن خطوط قرمز و رهایی در هیجان متمایل شود. این اگر نشات گرفته از پیشبینی فقری باشد که در آینده گریبانشان را خواهد گرفت، یا از ضعف اعتماد بهنفس و ترس طرد شدن از سوی جامعهای باشد که معیارهای زیبایی و مقبولافتادن را به آنها تحمیل کردهاست، فرقی نمیکند؛ یک فرایند مخرب حالا به نتیجه رسیده و همچنان در حال پیشروی است.