سرپرست معاونت اقتصادی استاندار خبر داد:
افزایش 30 درصدی صادرات مرکبات و کیوی از مازندران به بازارهای منطقه
«رضا گنجی جویباری» با اشاره به توان بالای مازندران در تولید کیوی و انواع مرکبات که علاوه بر پاسخ به نیازهای داخلی، ظرفیت صادرات و عرضه در بازارهای منطقهای را دارد، خبر از افزایش 30 درصدی صادرات کیوی و مرکبات در سال جاری داد.
به گزارش تفکر، سرپرست معاونت اقتصادی و گردشگری استانداری مازندران ضمن تاکید بر توجه و پیگیری برای توسعه صادرات بهویژه مرکبات و کیوی گفت: تلاشها و اقداماتی در این زمینه در حال انجام است تا بتوانیم به هدف موردنظر دولت چهاردهم مبنی بر رشد صادرات دست یابیم.
رضا گنجی جویباری افزود: بیشتر از هفت میلیون تُن میزان تولید انواع مرکبات در مازندران است که تا چند سال قبل بهدلیل نبود پایانه صادراتی بخش عمدهای از این محصولات به گردونه صادرات وارد نمیشد.
سرپرست معاونت اقتصادی و گردشگری مازندران تاکید کرد: در حال حاضر با راهاندازی پایانه صادراتی روماک در شهرستان جویبار این ظرفیت و زیرساخت برای صادرات مرکبات استان وجود دارد تا بتوانیم قدمهای بلندتری در مسیر صادراتی بگذاریم.
وی ادامه داد: در همین راستا در دیدار با سفیر ازبکستان و بازدید مشترک از مجموعه پایانه صادراتی روماک به همکاری مشترک ازبکستان و مازندران و استفاده از ظرفیت استان در بخش مرکبات و ماشینآلات کشاورزی استان تاکید شد.
گنجی عنوان کرد: در رایزنی و ارتباطاتی که با مسئولان این کشور گرفته شد، قرار است سطح تبادلات افزایش یابد و برنامهریزی در این زمینه انجام گرفت.
رویای مازندران قویتر
عشرت کراری/ اهمیت مازندران بر همهی ایران مشخص است اما گویا تصمیمسازان استان، هنوز به این باور نرسیدند که این استانِ کهن با اساطیر و دانشمندان نامداری که دارد، هرگز درخور جایگاهش توسعه نیافته است و این چیزهایی که امروزه در جهت اقتصاد و گردشگری در استان وجود دارد از بدیهیترین موارد کسب و کار است.
نارنگی ارزان، پاسوز گرانیهای بیامان
این روزها که فصل برداشت مرکبات در مازندران است و باید برای باغداران فصلی شیرین و همراه با به بار نشستن ماهها تلاش شبانهروزی باشد، به روزهای دلهره، نگرانی و خسارت تبدیل شده است و دلیل آن نیز قیمت پایین نارنگی پیشرس و محلی است که 35 تا 40 هزار تومان در هر کیلو بابت آن به باغداران پول میدهند.
عقبنشینی دخترها؛ اجبار یا انتخاب؟
غلبهی هوش بر هنجار سبب شد تا دختر دانشآموز از نظم حاکم بر زیست سنتی ایرانی عبور کند و به شکستن خطوط قرمز و رهایی در هیجان متمایل شود. این اگر نشات گرفته از پیشبینی فقری باشد که در آینده گریبانشان را خواهد گرفت، یا از ضعف اعتماد بهنفس و ترس طرد شدن از سوی جامعهای باشد که معیارهای زیبایی و مقبولافتادن را به آنها تحمیل کردهاست، فرقی نمیکند؛ یک فرایند مخرب حالا به نتیجه رسیده و همچنان در حال پیشروی است.