کد خبر : 6728
زمان انتشار : 1405/01/12 |
«اصلاح مدیریتِ شهری» به اراده مردم بستگی دارد
«محمدحسن محمدی کیادهی» در گفت‌وگوی اختصاصی با «تفکر» با اشاره به اَبَرچالش‌های شهرداری ساری:

«اصلاح مدیریتِ شهری» به اراده مردم بستگی دارد

شورای ضعیف «شهردارِ ضعیف» انتخاب می‌کند چون اگر شهردار قوی انتخاب کند، شهردار مسلط به شورا می‌شود. شهردار ضعیف هم بد عمل می‌کند و افکار عمومی معترض می‌شود و شورا هم به جای این‌که پاسخگوی اشتباه خود باشد، شهردار را عزل می‌کند و شهردار ضعیف دیگری را انتخاب می‌کند و لذا شاهد هستیم در یک دوره چهار ساله، شش شهردار انتخاب می‌کنند و آسیب این کار هم به شهر وارد می‌شود. من به‌خاطر دارم در دوره اول تا دوره چهارم که من در شورا بودم، پنج شهردار انتخاب کردیم؛ یعنی تقریباً هر چهار سال یک شهردار.

تفکر: در خدمت «محمدحسن محمدی کیادهی» هستیم، فردی که بیش از چهار دهه سابقه فعالیت سیاسی، فرهنگی و اجتماعی دارد و به «تاریخ شفاهی ساری» مشهور است. برخی مدیران ارشد شهر و استان می‌گویند هرگاه درخصوص اتفاقات سیاسی، فرهنگی و عمرانی چهار دهه اخیر در مرکز استان مازندران، سوال و ابهامی برای ما ایجاد شود، به «محمدی کیادهی» زنگ می‌زنیم؛ به‌عنوان نخستین سوال بفرمایین چرا ؟

بسم‌الله الرّحمن الرّحیم؛ از شما تشکر می‌کنم که در رسانه به روشنگری مشغول هستید. در پاسخ به سوال شما باید به دو مورد اشاره کنم، اول علاقه‌مندی من به مسائل سیاسی، اجتماعی، ورزشی و عمرانی است. من از جوانی دوست داشتم اطلاعات کسب کنم در این موضوعات و دومین نکته این است که به‌واسطه مسئولیت‌هایی که داشتم با افراد و موضوعات بسیاری در ارتباط بودم.

بیشتر مسئولیت‌های من هم مردمی بود به این معنا که با مردم در ارتباط و تماس بودم. به‌عنوان نمونه باید بگویم من از سال 1357 که حدود 16 سال سن داشتم در مدرسه هنرستان کشاورزی «رییس انجمن اسلامی هنرستان» شدم. بعد از آن هم به ریاست اتحادیه انجمن‌‎های دانش‌آموزی شهرستان ساری رسیدم. 

می‌خواهم بگویم «علاقه‌مندی» و «مسئولیت‌پذیری» از آن روز تا امروز با من بود و همین موجب شد با افراد از مدیران و شخصیت‌های مختلف سیاسی و رویدادهای مرکز استان در ارتباط باشم. حتی در زمان جنگ که به جبهه می‌رفتم هم این روحیه مسئولیت‌پذیری با من همراه بود و هیچ وقت نیروی عادی نبودم و در نهایت هم فرمانده گروهان شدم و در همین جایگاه هم جانباز شدم و با بسیاری از شهیدان شاخص مرکز استان آشنایی و دوستی داشتم. 

من همواره به دنبال کار و خدمت بودم و همین روحیه موجب می‌شد از یک‌سو با مردم در ارتباط باشم و مشکلات را بشنوم و با مدیران هم مواجهه داشته باشم و رویدادها را در حافظه ضبط می‌کردم.  

تفکر: به حافظه اشاره کردید، شما حافظه خوبی دارید چون من از یکی از اعضای شورای شهر شنیدم که گفته بود هر زمان در خصوص قوانین شوراها، سوالی دارد، به شما زنگ می‌زند. 

بله؛ من به‌خاطر مسئولیت‌هایی که داشتم با بسیاری از رویدادها از نزدیک مواجه می‌شدم اما در حوزه مدیریت شهری و شوراها که اطلاعات من بیشتر از سایر بخش‌ها است لازم است به یک نکته دیگر هم  اشاره کنم. من چهار دوره عضو شورای شهر بودم اما قبل از آغاز فعالیت نهاد شورای شهر در سال 78 من هشت سال در استانداری در امور شهرداری‌ها و در بخشی که «قائم‌مقام انجمن شهر سابق» بود کار کردم.

به معنای دقیق کلمه قبل از آغاز به کار شورای شهر و حضور من به‌عنوان عضو شورا، من 8 سال در استانداری در بخشی که امور شوراها را پیگیری می‌کرد، حضور داشتم.

یکی دیگر از مواردی که باید به آن اشاره کنم علاقه‌مندی من به بزرگان مثل علمای شهر است و ارتباط نزدیکی با نمایندگان داشتم و چندین دوره رییس دفتر مرحوم آیت‌الله شجاعی و مرحوم دامادی بودم و بعدها هم خودم نخستین رییس شورای شهر مرکز استان شدم.

تفکر: با شهید حجت‌الاسلام «عبدالوهاب قاسمی» نماینده مردم ساری که در انفجار ساختمان مرکز حزب جمهوری اسلامی در هفتم تیر 1360 به شهادت رسیدند هم ارتباط داشتید ؟

بله، نخستین فعالیت انتخاباتی من و بسیاری از دوستان من بعد از پیروزی انقلاب در ساری برای ستاد شهید عبدالوهاب قاسمی بود و بعد از شهادت ایشان به ستاد مرحوم آیت‌الله شجاعی رفتم. همین ارتباط با مدیران و مردم و همچنین علاقه‌مندی و مسئولیت‌پذیری موجب شد بسیاری از موضوعات در ذهن من ماندگار شد.

البته لازم است یادآور شوم خودم شهردار منطقه بودم و در بسیاری از پروژه‌های شهری خودم هم نقش داشتم. به‌عنوان نمونه کمربندی جنوبی که به نام مرحوم سلیم‌بهرامی نماینده اسبق ساری است، آغاز این پروژه با من بود که شهردار منطقه بودم. یا زمانی که احداث پارک مرحوم دامادی شروع می‌شد من روابط‌عمومی و رییس حراست شهرداری بودم و از جزییات پروژه آگاهی دارم یا بسیاری از پروژه‌هایی که با کمک و حمایت نمایندگان اجرا می‌شد، من رییس دفتر نمایندگان بودم و در جریان کامل قرار می‌گرفتم، گاهی وقت‌ها پیگیری مکاتبات با من بود و ضمن این‌که توان تجزیه و تحلیل اتفاقات را هم داشتم و مجموعه این روحیات و سوابق موجب شد که دوستان به من لقب «تاریخ شفاهی ساری» را دادند.

تفکر: شما چهار دوره در شورای شهر بودید؛ یعنی از دوره اول تا چهارم. از یک مقطع شاهد هستیم دو اتفاق در شوراها می‌افتد که جالب نبود و در نهایت هم ختم شد به عزل و انحلال، اول هدایت پول‌های کثیف به انتخابات و دوم حضور چهره‌های جوان که سابقه‌ای نداشتند که بتوانند با اتکا به آن، در چنین جایگاه مهمی موثر باشند.  نظر شما در این زمینه چیست و چرا این اتفاقات افتاد ؟

ببینید اصل موضوعی که شما اشاره کردید، واقعیتی است که مردم هم مطلع هستند. اما این داستان‌ها را بیشتر شخصیت‌های متنفذ خارج از شورا رقم می‌زنند نه اعضای شورا. این شخصیت‌ها شورا و شهرداری را دیدند و طمع کردند که برای خودشان سرمایه‌گذاری کنند البته سرمایه‌گذاری نه برای شهر، برای اهداف خودشان و برای نمایندگی مجلس و اهداف سیاسی خود. 

این شخصیت‌ها وقتی آمدند که برای شورای شهر لیست بدهند بر روی افراد قوی تمرکز نکردند، سعی کردند افرادی مطیع را انتخاب کنند و همین موجب شد افراد ضعیف وارد شورا شدند.

شورا مجموعه قوانین بسیار ارزشمندی دارد و حوزه نظارت و اختیارات پارلمان شهری بسیار گسترده است و به همین دلیل است که شما ببینید در برخی ادوار چند وزیر وارد شورای شهر شدند مانند عبدالله نوری و احمد مسجدجامعی.

وقتی افراد ضعیف وارد شورای شهر شوند، شورا را تبدیل می‌کنند به شورای شهرداری نه شورای شهر. شورای قدرتمندی که برابر قانون باید استاندار و فرماندار را دعوت کند، در عمل و به واسطه حضور نیروهای ضعیف، تبدیل می‌شود به شورای شهرداری.

شورای ضعیف «شهردارِ ضعیف» انتخاب می‌کند چون اگر شهردار قوی انتخاب کند، شهردار مسلط به شورا می‌شود. شهردار ضعیف هم بد عمل می‌کند و افکار عمومی معترض می‌شود و شورا هم به جای این‌که پاسخگوی اشتباه خود باشد، شهردار را عزل می‌کند و شهردار ضعیف دیگری را انتخاب می‌کند و لذا شاهد هستیم در یک دوره چهار ساله، شش شهردار انتخاب می‌کنند و آسیب این کار هم به شهر وارد می‌شود. من به‌خاطر دارم در دوره اول تا دوره چهارم که من در شورا بودم،  پنج شهردار انتخاب کردیم.

تفکر: یعنی هر دوره چهار ساله یک شهردار ؟ 

تقریباً بله.

تفکر: استان مازندران یک رکورد منفی دیگر هم در این حوزه دارد، انحلال شورای شهر دوره پنجم مرکز استان و دستگیری چند شهردار و همچنین انحلال شورای شهر دوره ششم -همین دوره- در نوشهر، 11 اردیبهشت هم انتخابات شورای شهر را داریم، در نگاه شما به‌عنوان فردی که چهار دوره در این نهاد حضور داشتید بگویید ما چه کنیم که آن اتفاقات تکرار نشود و فرصت‌ها هدر نرود ؟

راه حل مشکلات شهری، دقت در انتخاب و گزینش افراد قوی است و کلیدِ تحقق این هدف ارزشمند در دست مردم است، انتخاب افراد قوی هم چندان دشوار نیست و نیاز به کمی تفکر دارد که از حُسنِ تصادف نام پایگاه خبری تحلیلی زیبای شما هم «تفکر» است. 

من می‌خواهم یک نکته بسیار مهم را خطاب به مردم بگویم و آن این‌که 80 درصد افرادی که برای شورا نام‌نویسی کردند و این روزها خودشان را برای تبلیغات آماده می‌کنند، ضعیف هستند و به درد جایگاهی به نام شورای شهر نمی‌خورند اما بیست درصد افراد قوی حضور دارند که برای مدیریت شهری مناسب هستند اما این 80 درصد به اندازه‌ای موجب تقسیم رأی در جمع کل می‌شوند که بیست درصد افراد شایسته از ورود بازمی‌مانند و در چنین وضعیتی افرادی که صلاحیت علمی و تجربی لازم برای پارلمان شهری را ندارند، وارد شورا می‌شوند. توصیه من به همه شهروندان به‌ویژه افراد شاخص و دلسوزی که می‌توانند بر انتخاب افراد، اثرگذار باشند این است که سراغ شناسایی این بیست درصد باشند.

تفکر: چطور این شناسایی به‌درستی صورت بگیرد ؟ فرمول شما چیست ؟

نقش جریان‌ها، گروه‌ها، خواص و افراد شاخص شهر در این فرایند مهم است که افراد قوی و شایسته را انتخاب و به مردم معرفی کنند. حرف برخی چهره‌های شاخص و شناخته‌شده شهر در بین مردم خریدار دارد و بر انتخابات اثرگذار است.

مردم هم نباید فراموش کنند که رأی را نباید به‌خاطر رفاقت و فامیلی داد، حتماً باید از سر شناخت دقیق باشد در غیراین‌صورت فردا هر مشکلی که در حوزه مدیریت شهری پیش آمد، باید قبل از هر کسی، از خودشان انتقاد کنند.

شورا یک نهاد مهم و تأثیرگذار است و چهار سال امور اصلی شهر را در دست دارد و گاه یک مصوبه می‌دهد و همه را گرفتار می‌کند یا مثل شورای شهر ساری و نوشهر که شما در سوال خود به آن اشاره کردید، کارش به انحلال می‌رسد یا عضو شورا به زندان می‌رود و تا سال‌ها در محافل نَقل می‎شود.  

ببینید در انجمن شهر که قبل از شورا فعال بود، افراد زیر پنجاه سال انتخاب نمی‌شد و وظیفه انجمن هم تصویب مصوبه برای شهرداری بود و اساساً کاری به موضوعات سیاسی نداشتند. امروز هم در قانون اول شوراها آمده است «شورا نهادی است به منظور پیش‌برد سریع برنامه‌های عمرانی، اجتماعی، فرهنگی، پسماند و ....» تنها موضوعی که در شورا نیست، «امور سیاسی» است متأسفانه امروز بخش اعظمی از کارهای شورا بر محور سیاسی‌کاری است.

امروز در اداره برق، ثبت احوال یا آب و فاضلاب کسی کار سیاسی نمی‌کند، چرا ؟ چون نهادهای تخصصی هستند و همه سرشان به کار خودشان است اما اعضای شورای شهر آگاهی، تخصص و تسلط بر کار ندارند مشغول سیاسی‌کاری می‌شوند. 11 اردیبهشت مردم هستند که می‌توانند و باید این مسیر را اصلاح کنند.

تفکر: نکته نهایی را خطاب به شهروندان شریف ساری بگویید !

من متولد بهمن 41 هستم و 63 سال از عمر من گذشته است، فرزند و نوه دارم و امروز نه به دنبال پست سیاسی برای خودم هستم و نه می‌خواهم برای خودم رزومه بسازم تنها خواهش من این است که هم در ساری و هم در سراسر کشور این دوره باید شورای قوی انتخاب شوند، شورای قوی شهر را آباد خواهد کرد و مشکلات شهر را تدبیر می‌کند. امروز ساری مانند باغی است که بسیاری افراد برای این باغ زحمت کشیدند و لازم است علف‌های هرز و بوته‌های مزاحم از این باغ جمع‌آوری شود تا به درختان مُثمر آسیب نزند. حضور من در انتخابات دوره هفتم شورای شهر ساری نیز بنا به خواست مردم و با هدف اصلاح برخی فرایندهای غلط بوده است و آرزو می‌کنم روز جمعه 11 اردیبهشت بهترینها برای مردم شریف ساری رقم بخورد.

تفکر: سپاس از شما.

 

 

لینک کپی شد
ارسال نظرات
یادداشت