به گزارش تفکر، مدیرعامل شرکت آب منطقهای مازندران با اعلام افزایش حجم ذخیره آب سد گلورد به ۲۰ میلیون مترمکعب، از آمادگی برای رهاسازی برنامهریزیشده آب به آببندانهای پاییندست با هماهنگی کشاورزان خبر داد.
وی همچنین گفت: با تکمیل راه دسترسی جایگزین و احداث پل زیرقوسی روی دریاچه، روند آبگیری سد گلورد شتاب گرفته و اکنون حجم ذخیره این سد به ۲۰ میلیون مترمکعب رسیده است.
داوودیان با بیان اینکه میزان ذخیره فعلی نسبت به ابتدای اسفند سال گذشته حدود هشت میلیون مترمکعب افزایش دارد، افزود: برنامهریزی لازم برای رهاسازی آب انجام شده و این اقدام با هماهنگی تشکلهای آببران و خود کشاورزان صورت خواهد گرفت.
مدیرعامل شرکت آب منطقهای مازندران ادامه داد: بر اساس هماهنگیهای انجامشده، دریچه سد بهمنظور انتقال آب به آببندانهای پاییندست بازگشایی میشود تا بخشی از نیاز آبی اراضی کشاورزی شرق استان تأمین شود.
داوودیان با قدردانی از همراهی مردم منطقه در اجرای شبکههای آبیاری و زهکشی تصریح کرد: همکاری و همدلی کشاورزان شرق مازندران نقش مهمی در پیشبرد طرحهای زیرساختی آب داشته و این تعامل سازنده شایسته تقدیر است.
وی همچنین یکی از دلایل کاهش سطح آب آببندانها نسبت به سال گذشته را افت بارندگی دانست.
به لطف دولت «نان» هم گران شد
«نان» یک ماده غذایی پایه است به این معنا که در سر همه سفرهها و در همه وعدههای غذایی مصرف میشود و در چنین شرایطی دولتمردان و نمایندگان باید هم در تأمین آن و هم در تثبیت قیمت آن، اهتمام ویژه داشته باشند در حالیکه روز گذشته و بدون اعلام قبلی، گران شد و این گرانی را مردم زمانی فهمیدند که برای خرید نان از واحدهای خبازی کارت کشیدند.
مرگِ خبرنگار
اتفاقی که برای «ویلی لومَن» شخصیت اصلی نمایشنامه «مرگ فروشنده» اثر «آرتور میلر» رخ داد، این روزها برای خبرنگاران در حال تکرار شدن است. بسیاری مانند ویلی دریافتند سالها وفاداری، زحمت و حتی نامآوری و شهرتآفرینی برای رسانههایی که در آن کار میکردند، بههنگام بحران مالی، تضمینکنندهی ماندگاریشان نیست.
انجیلسی را رها کنید
شاید این ۲ بند از خبر فرماندار بابل برای کسی که از عقبه سایت انجیلسی اطلاعی ندارد و از اساس نمیداند انجیلسی کجاست و چه بلایی بر سر جنگلهای هیرکانی منطقه طی بیش از ۲ دهه اخیر بهخاطر دپوی زباله در این نقطه آمد که در نهایت با حکم قضایی، جلوی انتقال زباله به این نقطه گرفته شد، خبری مسرتبخش باشد اما برای ما که در دهه هشتاد ۲ بار از این نقطه دیدن کردیم، چیزی جز افتادن در چرخه «آزمون و خطا» و «آزمودنِ آزمودهها» نیست.