توصیه مدیرکل آموزش فنی و حرفهای استان مازندران در گفتوگوی اختصاصی با «تفکر» به خانوادهها:
«آموزش یک مهارت به فرزندان» تضمینی برای آینده است
من از همه خانوادهها دعوت میکنم با هدف آموزش یک مهارت، به مراکز آموزش فنی و حرفهای در شهرهای مختلف استان مازندران مراجعه کنند و یقین داشته باشند آینده شغلی جوانان و آینده کشور در همین مراکز رقم خواهد خورد. خانوادهها میتوانند در تابستان این مسیر را برای فرزندان خود باز کنند. مراکز ما این توانمندی را دارد که با صد ساعت آموزش در یک بازه سه ماهه، یک مهارت را به نوجوانان و جوانان آموزش دهد که ظرفیت اشتغالزایی دارد.
اختصاصی تفکر؛
اشاره/ کمتر از یکسال از انتصاب «سید بهنام مهردل» بهعنوان مدیرکل آموزش فنی و حرفهای گذشته است. با توجه به آغاز آزمون خرداد دانشآموزان پایه نهم که با سند مهمی به نام هدایت تحصیلی باید به انتخاب رشته برای سال تحصیلی آینده اقدام کنند و همچنین با توجه به تفاهمنامهای که در سطح ملی بین سازمان آموزش فنی و حرفهای با وزارت آموزش و پرورش به امضا رسید، در دفتر این مدیر حاضر شدیم و پرسش و پاسخهایی داشتیم و مصاحبهای که میخوانید حاصل این نشست است.
تفکر: شما مدیر دستگاهی هستید که تمرکز و توجه اصلی آن بر «مهارتآموزی» است، ما از یک سو در جامعه به «فقر مهارتی» مبتلا هستیم که یکی از ریشههای بیکاری است از دیگر سو تمایل به رشتههای مهارتی برای متوسطه دوم در خانوادهها بسیار پایین است، نظر شما در این زمینه چیست ؟
سلام به شما و مخاطبان شما و همه مردم شریف استان مازندران، انتخاب رشته که به آن اشاره کردید، کاری تخصصی است و در بسیاری از کشورهای پیشرفته و درحال توسعه، موسساتی فعالیت دارند که با نگاه به نیاز بازار کار و ارزیابی توان و انگیزههای دانشآموز، به وی در انتخاب رشته کمک میکنند. ما این موسسات را در ایران نداریم و انتخاب رشته در کشور ما براساس معدل و در نهایت هم برابر اجبار صورت میگیرد.
مدتی قبل یکی از مدیران در گزارشی از عملکرد خود گفته بود در فلان شهرستان برای نخستین بار 66 درصد از دانشآموزان پایه نهم ما به رشتههای کار دانش و فنی و حرفهای رفتند اما نگفتند این از اجبار بود یا از انگیزه. حقیقت این است که این دانشآموزان چون معدلشان پایین بود، به سمت رشتههای فنی هدایت شدند و متأسفانه این انتخاب از سرِ علاقه و انگیزه نیست.
در اینجا من لازم است به نکتهای اشاره کنم. در ایران یکی از مشکلاتی که بسیار شایع است، «افسردگی شغلی» است و لازم است روانشناسان در این حوزه ورود داشته باشند. ریشه این افسردگی شغلی همین انتخاب از سرِ اجبار و ناچاری است.
امروز انتخاب رشته عموماً با اصرار خانوادهها است که بیشتر به سمت رشته تجربی و ریاضی تمایل دارند، در حالیکه برای رشتههای مهارتی و همچنین هنرستانها و فنی و حرفهای تمایل کمی وجود دارد در حالیکه این مسیر، تنها مسیری است که فرزندان ما میتوانند ورود کنند و مهارتی بیاموزند.
تفکر: تفاهمنامهای که شما با آموزش و پرورش داشتید، چه بود ؟
ما در طرح «همنوا» که طرحی ملی است به کمک آموزش و پرورش آمدیم. تمرکز این طرح بر متوسطه دوم و بیشتر هنرستانها است. این طرح در سال تحصیلی جاری یعنی از اول مهر 1404 آغاز شد و ادارهکل آموزش فنی و حرفهای استان مازندران بالاترین تعهد را قبول کرد و طی همین چند ماه بیش از 7 هزار دانشآموز را تحت پوشش دادیم. ما در این طرح، متعهد شدیم امکانات خودمان را به اشتراک بگذاریم مراکز و کارگاههای ما در اختیار هنرستانها قرار گرفت و هنوز هم این همکاری ادامه دارد.
نکته بسیار مهم دیگر در خصوص انتخاب رشته این است که معلمان و خانوادهها در صورتی میتوانند به فرزندان و دانشآموزان خود در انتخاب مسیر درست، کمک کنند که آینده مشاغل و مشاغل آینده را بشناسند. در گزارش مجمع جهانی اقتصاد اینگونه آمده است که تا سال 2030 حدود 170 میلیون شغل جدید به وجود خواهد آمد و 92 میلیون شغل نیز از بین خواهد رفت.
در دنیای امروز هر چند دقیقه یک اختراع در حوزههای مختلف به ثبت میرسد و حضور فنآوری در زندگی ما زیاد میشود. این حقایق را بگذارید کنار برخی گزارشها که میگوید 65 درصد محتواهایی که به دانشآموزان آموزش داده میشود، بعد از دیپلم، هیچ کارآیی و مصرفی ندارد و حدود 35 درصد از محتواها به کار دانشآموزان میآید. 65 درصد از دانشجویان جذب 23 رشته میشوند که بالاترین آمار بیکاری را دارند مانند رشته حقوق.
نکته مهم بعدی این است که خانوادهها باید بدانند که آموزش رسمی جوابگوی نیازهای بازار کار نیست. من میخواهم آماری به شما بدهم که خیلی بهروز هم نیست، مال سال 1400 است، حدود 68 هزار نفر با مدرک دکترا در مراکز آموزش فنی و حرفهای استان آموزش دیدند.
تفکر: این آموزش مرتبط با مدرک آنان بود یا نه ؟
حدود 40 هزار نفر مرتبط نبوده است، بقیه هم مرتبط بود. این نشان میدهد که دانشگاههای ما هم در آموزش مهارتهای لازم موفق نبودند. امروز در رشته «پیالسی» یا رشته برق دانشجویان در اکثر مراکز ما حاضر میشوند و آموزش میبینند. در مرکز ما در شهرستان قائمشهر، بیشترین مراجعات مربوط به دانشجویان یا فارغالتحصیلان کارشناسی ارشد و دکترای دانشگاه فنی بابل است و مربی آموزشدهنده ما لیسانس دارد.
تفکر: ادارهکل آموزش فنی و حرفهای مازندران چند مرکز آموزش دارد و چه تعداد مهارت در این مراکز آموزش داده میشود و این رشتهها چه میزان با نیازهای بازار کار هماهنگی دارد ؟
ببینید یکی از شعارهای سازمان آموزش فنی و حرفهای، «تنظیمگری، مشارکتجویی و تقاضامحوری» است و ما یک سازمان تنظیمگر هستیم. 14 درصد از تعهدات ما توسط خودمان انجام میشود و 86 درصد دیگر توسط شرکای اجتماعی ما در بخش خصوصی. ضمن اینکه از توان کارخانجات هم استفاده کردیم.
برای مربیان خودمان 60 ساعت در سال کاربینی تعریف کردیم که به کارخانجات بروند و با استانداردهای این مراکز آشنا و به آن مسلط شوند بهعنوان سندِ حرفه و همین آموزش را به متقاضیان این رشتهها ارائه میکنند.
ادارهکل آموزش فنی و حرفهای استان مازندران 2516 آموزشگاه در سطح استان دارد که 7800 مربی به طیف گستردهای از افراد اعم از دانشآموزان، دانشجویان، زنان خانهدار، زندانیان، سربازان وظیفه، معتادان بهبودیافته، معلولان و .... در حدود 700 رشته آموزش میدهند.
تفکر: امروز یکی از مشکلات کارخانجات فقدان نیروی کار ماهر است، تلاش ادارهکل آموزش فنی و حرفهای تا چه اندازه میتواند این ناترازی را جبران کند ؟
دقیقاً؛ مدتی قبل یکی از کارخانجات، دستگاههایی جدید وارد کرده بود اما نیروی ماهر نداشت که این دستگاهها را باز کند. متأسفانه یکی از مشکلات ما در جامعه فرهنگ کار است و نتایج آن را در استان و حتی در کشور میبینیم و من پیشبینی میکنم طی یک بازه زمانی کوتاه ما با بحران کمبود نیروی کار ماهر در کارخانجات استان مواجه خواهیم شد.
تفکر: شهرکهای صنعتی استان بهویژه در شهرهایی مثل آمل همین امروز هم با مشکل فقدان نیروی کار ماهر مواجه هستند و از سر ناچاری سراغ مهاجران غیرقانونی میروند.
اجازه بدهید گلهای بکنم ما نامهای به مراکز صنعتی زدیم و از آنان خواستیم نیازهای خود را به ما اعلام کنند تا سند مهارت خودمان را برابر این نیازها تنظیم کنیم، هیچ کارخانهای به نامه ما پاسخ نداد. این در حالی است که کار مراکز آموزشی مثل ما نیازسنجی نیست، این نیازسنجی باید از سوی مراکز صنعتی و کارخانجات صورت بگیرد و به ما اعلام شود.
تفکر: پیشنهاد شما برای آموزش جوانان جویای مهارت چیست ؟
آینده با مهارتهای سخت است در حالیکه تمایل عمومی به مهارتهای نرم است. ببینید هوش مصنوعی بیشتر مهارتهای نرم را اشغال خواهد کرد اما در حوزه مهارتهای سخت تنها بهعنوان دستیار میتواند عمل کند. بیشترین کمبود ما در مهارتهای سخت است مثل تراشکاری، جوشکاری، برق که اقبال عمومی به این حوزهها پایین است و نیاز داریم رسانهها بیشتر کار کنند.
تفکر: بهعنوان آخرین پرسش بفرمایید توصیه شما به خانوادههایی که دانشآموز دارند، چیست ؟
اول توجه به توان و انگیزه فرزندان است. نکته بعدی این است که تلاش کنند همراه با آموزش و تحصیل، یک مهارت را نیز دنبال کنند. خانوادهها میتوانند در تابستان این مسیر را برای فرزندان خود باز کنند. مراکز ما این توانمندی را دارد که با صد ساعت آموزش در یک بازه سه ماهه، یک مهارت را به نوجوانان و جوانان آموزش دهد که ظرفیت اشتغالزایی دارد.
به خانوادهها تأکید دارم نگاه فنی، عقل فنی و دست فنی را به فرزندان خود هدیه کنند و در صورت قبولی در دانشگاه میتوانند در حین تحصیل، کار بکنند. من از همه خانوادهها دعوت میکنم به مراکز آموزش فنی و حرفهای مراجعه کنید و یقین داشته باشید آینده شغلی شما و و آینده کشور در همین مراکز رقم خواهد خورد.
تفکر: از وقتی که برای مخاطبان ما گذاشتید، سپاسگزاریم.

لینک کپی شد
ارسال نظرات
مرگِ خبرنگار
اتفاقی که برای «ویلی لومَن» شخصیت اصلی نمایشنامه «مرگ فروشنده» اثر «آرتور میلر» رخ داد، این روزها برای خبرنگاران در حال تکرار شدن است. بسیاری مانند ویلی دریافتند سالها وفاداری، زحمت و حتی نامآوری و شهرتآفرینی برای رسانههایی که در آن کار میکردند، بههنگام بحران مالی، تضمینکنندهی ماندگاریشان نیست.
اکبر منتجبی
انجیلسی را رها کنید
شاید این ۲ بند از خبر فرماندار بابل برای کسی که از عقبه سایت انجیلسی اطلاعی ندارد و از اساس نمیداند انجیلسی کجاست و چه بلایی بر سر جنگلهای هیرکانی منطقه طی بیش از ۲ دهه اخیر بهخاطر دپوی زباله در این نقطه آمد که در نهایت با حکم قضایی، جلوی انتقال زباله به این نقطه گرفته شد، خبری مسرتبخش باشد اما برای ما که در دهه هشتاد ۲ بار از این نقطه دیدن کردیم، چیزی جز افتادن در چرخه «آزمون و خطا» و «آزمودنِ آزمودهها» نیست.
محمدباقر محسنی
شورای شهر؛ امید به آینده نو
ساری، این شهر کهن و تاریخی، این نگین سبز مازندران که روزگاری مرکز تمدن هیرکانیا و یادگار هزارهها تاریخ بوده است، امروز روزگار ناخوشی دارد. شهری که انتظار میرود بهعنوان مرکز استان، الگویی برای سایر شهرها باشد، خود در گیرودار معضلاتی پیچیده و دشوار دست و پا میزند.
مهدی کارگر خارکشی
«دونالد ترامپ» و قمار مرگبارش
کاش یک نفر او را از برق میکشید تا بداند این ماجراجوییهایی که حالا دارد در ایران انجام میدهد در مورد یک زندگی واقعی است و نه انیمیشن و بازیهای یارانهای و فیلمهای هالیوودی! زندگی واقعی مردم ایران است که بازیچهی افکار زشت این پيرمرد نامتعادل و روانپریش شده.
تحریریه تفکر