مسئول انجمن شعر تبری استان و دبیر اجرایی هفتمین جشنواره «نوج» در گفتوگوی اختصاصی با «تفکر» تأکید کرد:
«نوج»؛ مسیری برای راهنمایی و پرورش استعدادهای جوان
«جابر خانلری» در حاشیه اختتامیه هفتمین جشنواره منطقهای شعر تبری «نوج » با تأکید بر اینکه این جشنواره مسیر را برای جوانان و نوجوانان روشن کرد، گفت: هفتمین دوره این رویداد ادبی، بهطور منطقهای و با حضور 120 شاعر از چند استان برگزار شد و بیش از 300 اثر به دبیرخانه رسید.
به گزارش تفکر، دبیر اجرایی هفتمین دوره جشنواره منطقهای شعر نوج در گفتوگوی اختصاصی با «تفکر» گفت: هیأت داوران پس از بررسی آثاری که به دبیرخانه رسید، 12 اثر را بهعنوان برتر انتخاب کرد و افزون بر آن سه اثر واجد تقدیر دانسته شدند، یک شاعر نوجوان نیز معرفی شد و در این مراسم مورد تقدیر قرار گرفت و در نهایت از سه تبریسرای پیشکسوت هم تقدیر بهعمل آمد.
جابر خانلری که خود از شاعران تبریسرا و مسئول انجمن شعر تبری استان مازندران و رییس انجمن شعر شیرگاه است به توجه جوانان به شعر تبری اشاره کرد و گفت: جشنواره شعر تبری «نوج» از سال 1392 که من انجمن تبریسرایان را تأسیس کردم، آغاز به فعالیت کرد و از آن روز تا امروز نسل جوان زیادی به این مسیر اظهار علاقه کردند و امروز تبریسرایان جوان زیادی داریم.
وی در همین زمینه افزود: شاعر نوجوانی که امروز معرفی شد، در حقیقت برگزیده از میان چند شاعر جوان و نوجوان است که آثاری خود را برای دبیرخانه ارسال کردند و نکته نهایی من این است که استقبال جوانان به شعر تبری عالی است و استمرار جشنواره نوج میتواند این استعدادهای جوان را راهنمایی کند و پرورش دهد.





و سرانجام کنکور ...
بهخاطر شرایط جنگی فرایند برگزاری آزمون نهایی طولانی شد و بلافاصله پس از آن، کنکور و طبیعی است در چنین شرایطی نتیجهگیری هم دشوار میشود و سرجمع نمرات و امتیازات دانشآموزان اُفت خواهد کرد و یکی از نگرانیهای جدی والدینی که دختر یا پسر کنکوری دارند، همین است.
«برق خورشیدی»؛ یک تیر و چند نشان
این مسیر از آنجایی اجتنابناپذیر است که آب و خاک استان مازندران نیاز به توجه بیشتر دارد و لازم است در یک برنامه بلندمدت، تولید برق در نیروگاههای بزرگ و کوچکی که مازوت، گازوییل و حتی گاز میسوزانند و آلایندگی بسیاری دارند در این اقلیم متوقف شود و جای خود را به نیروگاههای برق خورشیدی بدهد.
«بر رسولان پیام باشد و بس»
این کلک با رویاهای چندان رقصید و این خامه بر خیالاتی بسيار، لیک زمانه گاه سر سازش ندارد و این خامه، چه سرخوردگیها دید و ببیند؛ با این همه، عشق به بیداری، راهی الّا رفتن و رسیدن نمیداند...