یادداشت «تفکر» درخصوص ادعای فرماندار بابل مبنی بر احداث کارخانه مدرن پسماند در انجیلسی؛
انجیلسی را رها کنید
شاید این ۲ بند از خبر فرماندار بابل برای کسی که از عقبه سایت انجیلسی اطلاعی ندارد و از اساس نمیداند انجیلسی کجاست و چه بلایی بر سر جنگلهای هیرکانی منطقه طی بیش از ۲ دهه اخیر بهخاطر دپوی زباله در این نقطه آمد که در نهایت با حکم قضایی، جلوی انتقال زباله به این نقطه گرفته شد، خبری مسرتبخش باشد اما برای ما که در دهه هشتاد ۲ بار از این نقطه دیدن کردیم، چیزی جز افتادن در چرخه «آزمون و خطا» و «آزمودنِ آزمودهها» نیست.
به گزارش تفکر، فرماندار ویژه شهرستان بابل، با اشاره به تعطیلی قانونی سایت انجیلسی گفت: شهرستان بابل با وجود جمعیت بالا، در حال حاضر فاقد جایگاه مناسب برای دفن یا مدیریت اصولی پسماند بهشمار میرود و این موضوع به یکی از چالشهای جدی منطقه تبدیل شده است.
سید مصطفی میرتبار افزود: با پیگیریهای انجامشده، برنامهریزی برای احداث یک کارخانه مدرن پسماند در سایت انجیلسی در دستور کار قرار گرفت، کارخانهای که بدون دفن زباله، تمامی پسماندها را بهصورت کامل پردازش کرده و با رعایت استانداردهای سختگیرانه زیستمحیطی، حتی امکان تولید گرانول را نیز فراهم میکند.
شاید این ۲ بند از خبر فرماندار بابل برای کسی که از عقبه سایت انجیلسی اطلاعی ندارد و از اساس نمیداند انجیلسی کجاست و چه بلایی بر سر جنگلهای هیرکانی منطقه طی بیش از ۲ دهه اخیر بهخاطر دپوی زباله در این نقطه آمد که در نهایت با حکم قضایی، جلوی انتقال زباله به این نقطه گرفته شد، خبری مسرتبخش باشد اما برای ما که در دهه هشتاد ۲ بار از این نقطه دیدن کردیم، چیزی جز افتادن در چرخه «آزمون و خطا» و «آزمودنِ آزمودهها» نیست.
بابل شهرستان بزرگ استان مازندران با شش بخش و هفت شهر است و حتماً نیاز به مکانی برای مدیریت پسماند دارد اما لطفاً به انجیلسی فرصتی برای تنفس بدهید که طبیعت این منطقه توانی برای شوک تازه ندارد.
نیمه دوم دهه هفتاد بود که بحران زباله در بابل به یک معضل استانی تبدیل شد؛ طرح احداث کارخانه کمپوست (تبدیل زباله به کود زیستی) در منطقه انجیلسی کلید خورد و حتی سولهها و سازههای مورد نیاز برای این کار نیز احداث شد، اما آقایان خیلی زود دریافتند تبدیل زبالههای تفکیکنشده به کود زیستی چیزی شبیه دوغ گرفتن از آب دریا با یک سطل ماست است و ناممکن و آن سازهها و سولهها تقریباً بلااستفاده ماند.
از نزدیک شاهد بودیم که در خط تولید، کود کمپوستی، قطعات ریزِ شیشه شکسته در خود داشت و روشن است که هرگز نمیتوان از کشاورزان و باغداران توقع داشت چنین کودی را در شالیزار یا باغ خود پخش کنند.
در همین سالها فردی پیدا شد و طرحی با عنوان «حوضچه شیرابه» ارائه کرد و مدعی شد شیرابههای ناشی از دپوی زباله در این منطقه کوهستانی را رقیق و بیخطر خواهد کرد و روشن نیست چه اندازه برای این طرح، اعتبار در نظر گرفته شد؛ اما آنچه که تحقق یافت این بود که شیرابهی خطرناک از سر حوضچه وارد میشد و بدون کمترین تغییر شیمیایی از ته حوضچه بیرون میرفت و در شیب کوهستان و از لابهلای درختان جنگلی سرازیر میشد و باز هم با چشم خود دیدیم چه آسیبی به پوشش گیاهی منطقه وارد کرده بود و هنوز هم میکند.
اعتراضاتِ بهحق مردم شریف منطقه و فعالان زیستمحیطی بهخاطر این بیتدبیریها هم به تعبیر فرزانه توس «یکی داستان است پُر آبِ چشم»...
امروز که فرماندار بابل از کارخانه مدرن پسماند در بابل با رعایت استانداردهای سختگیرانه محیطزیستی گفت؛ همه آنچه که دیده بودیم مقابل چشمان ما آمد، دلمان برای آب، خاک، جنگل و اکوسیستم منطقه سوخت و خواستم به «مصطفی میرتبار» این نکته را یادآور شویم که آزمودنِ آزموده، خطاست؛ پس چنانچه انجیلسی را رها کنید بهتر است تا گرفتار این طرحهای خام شود.

انجیلسی را رها کنید
شاید این ۲ بند از خبر فرماندار بابل برای کسی که از عقبه سایت انجیلسی اطلاعی ندارد و از اساس نمیداند انجیلسی کجاست و چه بلایی بر سر جنگلهای هیرکانی منطقه طی بیش از ۲ دهه اخیر بهخاطر دپوی زباله در این نقطه آمد که در نهایت با حکم قضایی، جلوی انتقال زباله به این نقطه گرفته شد، خبری مسرتبخش باشد اما برای ما که در دهه هشتاد ۲ بار از این نقطه دیدن کردیم، چیزی جز افتادن در چرخه «آزمون و خطا» و «آزمودنِ آزمودهها» نیست.
شورای شهر؛ امید به آینده نو
ساری، این شهر کهن و تاریخی، این نگین سبز مازندران که روزگاری مرکز تمدن هیرکانیا و یادگار هزارهها تاریخ بوده است، امروز روزگار ناخوشی دارد. شهری که انتظار میرود بهعنوان مرکز استان، الگویی برای سایر شهرها باشد، خود در گیرودار معضلاتی پیچیده و دشوار دست و پا میزند.
«دونالد ترامپ» و قمار مرگبارش
کاش یک نفر او را از برق میکشید تا بداند این ماجراجوییهایی که حالا دارد در ایران انجام میدهد در مورد یک زندگی واقعی است و نه انیمیشن و بازیهای یارانهای و فیلمهای هالیوودی! زندگی واقعی مردم ایران است که بازیچهی افکار زشت این پيرمرد نامتعادل و روانپریش شده.