فرمانده یگان حفاظت سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور در عیادت از جنگلبان مصدوم آملی خبر داد:
تشکیل قریب به 13 هزار پرونده قضایی طی پنج ماه
«سرهنگ مجید زکریایی» در حاشیه عیادت از جنگلبان مصدوم مازندرانی در بابل گفت: در پنج ماه نخست سال جاری بیش از ۱۲ هزار و ۹۵۰ پرونده قضائی در زمینه جرایم مرتبط با منابع طبیعی تشکیل شد که تخریب و تصرف اراضی، قاچاق چوب، قطع غیرمجاز درختان و فعالیت غیرقانونی کورههای زغال را شامل میشود.
به گزارش تفکر، فرمانده یگان حفاظت سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور گفت: در پنج ماه نخست سال جاری ۵ نفر از ماموران یگان حفاظت هدف حمله با سلاح سرد و گرم از سوی شکارچیان غیر مجاز قرار گرفتند.
سرهنگ ذکریایی با اشاره به افزایش خشونت علیه نیروهای محیطزیست گفت: نگرانیها درباره امنیت نیروهای محیطزیست و منابع طبیعی افزایش یافت هرچند در همه موارد، مهاجمان و متخلّفان شناسایی و به مراجع قضایی معرفی شدند.
فرمانده یگان حفاظت سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور ضمن تاکید بر حمایت کامل سازمان از نیروهای زیرمجموعه با تیم پزشکی بیمارستان دیدار و روند درمان این مأمور را از نزدیک پیگیری کرد.
گفتنی است یکی از مأموران حفاظت منابع طبیعی شهرستان آمل در حملهای تلافیجویانه از سوی قاچاقچیان چوب با سلاح سرد مجروح و در بیمارستان بستری شد و در همین رابطه سرهنگ ذکریایی به همراه علی باقری جامخانه، مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری استان مازندران، با حضور در بیمارستان شهید بهشتی بابل از مأمور یگان حفاظت منابع طبیعی شهرستان آمل، عیادت کردند.
رویای مازندران قویتر
عشرت کراری/ اهمیت مازندران بر همهی ایران مشخص است اما گویا تصمیمسازان استان، هنوز به این باور نرسیدند که این استانِ کهن با اساطیر و دانشمندان نامداری که دارد، هرگز درخور جایگاهش توسعه نیافته است و این چیزهایی که امروزه در جهت اقتصاد و گردشگری در استان وجود دارد از بدیهیترین موارد کسب و کار است.
نارنگی ارزان، پاسوز گرانیهای بیامان
این روزها که فصل برداشت مرکبات در مازندران است و باید برای باغداران فصلی شیرین و همراه با به بار نشستن ماهها تلاش شبانهروزی باشد، به روزهای دلهره، نگرانی و خسارت تبدیل شده است و دلیل آن نیز قیمت پایین نارنگی پیشرس و محلی است که 35 تا 40 هزار تومان در هر کیلو بابت آن به باغداران پول میدهند.
عقبنشینی دخترها؛ اجبار یا انتخاب؟
غلبهی هوش بر هنجار سبب شد تا دختر دانشآموز از نظم حاکم بر زیست سنتی ایرانی عبور کند و به شکستن خطوط قرمز و رهایی در هیجان متمایل شود. این اگر نشات گرفته از پیشبینی فقری باشد که در آینده گریبانشان را خواهد گرفت، یا از ضعف اعتماد بهنفس و ترس طرد شدن از سوی جامعهای باشد که معیارهای زیبایی و مقبولافتادن را به آنها تحمیل کردهاست، فرقی نمیکند؛ یک فرایند مخرب حالا به نتیجه رسیده و همچنان در حال پیشروی است.