برای هفده مردادی که آغاز سال خبرنگاران و صنف رسانه است
مبارک شمایید
خبرنگار در شرایطی کار میکند که بهخوبی میداند امنیت شغلی برایش در ایران فراهم نیست؛ در کشور ما یک خبرنگار برای دریافت کمترین حق و حقوقش با انواع و اقسام موانع روبهرو است و باید با چنگ و دندان بدود دنبال نان حلال برای زندگی نامعلومش.
به گزارش تفکر،
شمس تبریز در مقالاتش نوشت: «ايام ميآيند تا بر شما مبارك شوند، مبارك شماييد» ...
میگوید مباركي ايام، به یُمن وجود انسانهاي پربركت است؛ پس ايامی مبارك است كه رفتار درست، نيتهای نیک و اهداف روشن و متعالی در آن، مجالی برای ظهور و بروز پيدا كنند.
خبرنگار در شرایطی کار میکند که بهخوبی میداند امنیت شغلی برایش در ایران فراهم نیست؛ در کشور ما یک خبرنگار برای دریافت کمترین حق و حقوقش با انواع و اقسام موانع روبهرو است و باید با چنگ و دندان بدود دنبال نان حلال برای زندگی نامعلومش.
راستش ما خسته شدیم از بس که نوشتیم و گفتیم اما ندیدند و نشنیدند...
در حالیکه تمام ارگانها با کمک خبرنگاران به بیشترین بخش از اهداف سازمانی خود دست مییابند اما این خبرنگاران هستند که همواره مورد بیمهری و کمتوجهی قرار میگیرند و این معضل تاکنون حل نشده است؛ مسالهای که گویا برای هیچ کس اهمیت چندانی ندارد، سالهای زیادی از وقت و عمر خبرنگاران در چنین وانفسایی تلف میشود و بسیاری از همکاران عزیز ما در حوزه رسانه، بهجز خبرنگاران رسمی و دولتی، از هیچ پشتوانه مالی، بیمهای و حتی معنوی برخوردار نیستند.
تا زمانی که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازوکاری درخور میزان تلاش و کوشش خبرنگاران و در جهت جبران زحمات آنها نداشته باشد، این وضعیت بغرنج برای این قشر آسیبپذیر همچنان ادامه دارد.
شاید بسیاری از مدیران و نمایندگان نتوانند درک درستی از موقعیت یک خبرنگار در ایران داشته باشند و شاید ندانند که با دست خالی و فکرِ درگیر، نوشتن از حق و حقیقت و بازتاب وقایع برای روشنگری جامعه، چقدر سخت است؛ اما خودمان نیک واقفیم در چه بحرانهایی، چه اندازه پای کار بودیم و چقدر بیهیچ چشمداشت مالی از تمام توانمان آوردیم و گذاشتیم پای کار و در انتها چیزی عایدمان نشد.
امسال هم فرارسیدن هفدهم مرداد دلیلی شد تا از رنجها و دردهای کهنهای بنویسم که آنقدر تکراری شده که خودمان هم به تنگ آمدهایم؛ اما چه میشود کرد که ما نستوه و راسخ روی عقیده، علاقه و هدفی متمرکزیم که میدانیم مترادف با چه مشکلات و سختیهایی ست.
حالا این ایام چگونه میتوانند بر افرادی مبارک شوند که به هر طرف نگاه کنند میبینند که در رنج غوطهور هستند ؟
شورای شهر؛ امید به آینده نو
ساری، این شهر کهن و تاریخی، این نگین سبز مازندران که روزگاری مرکز تمدن هیرکانیا و یادگار هزارهها تاریخ بوده است، امروز روزگار ناخوشی دارد. شهری که انتظار میرود بهعنوان مرکز استان، الگویی برای سایر شهرها باشد، خود در گیرودار معضلاتی پیچیده و دشوار دست و پا میزند.
«دونالد ترامپ» و قمار مرگبارش
کاش یک نفر او را از برق میکشید تا بداند این ماجراجوییهایی که حالا دارد در ایران انجام میدهد در مورد یک زندگی واقعی است و نه انیمیشن و بازیهای یارانهای و فیلمهای هالیوودی! زندگی واقعی مردم ایران است که بازیچهی افکار زشت این پيرمرد نامتعادل و روانپریش شده.
توصیه شهید «مجید ذکریایی» به رسانهها
«شهید ذکریایی» در ادامه مکالمه با بیانی آرام گفتند: من به شما قول میدهم هر جایی که باشم در برابر تجاوز به عرصههای طبیعی و جنگل و مرتع کوتاه نخواهم آمد اما شما خبرنگاران هم این موضوع را فراموش نکنید. تکلیف شما درخصوص منابع طبیعی هم کاملاً روشن است و هم بسیار سنگین. توصیه من به شما فعالان رسانه این است که «زبانِ جنگل باشید.»