تحلیل «تفکر» بر حجم اخبار دروغی که در فضای مجازی موج میزند و ضرورت افزایش آگاهی مردم در جنگ شناختی؛
گوش به شایعات نداشته باشید !
امروز پنج روز از آغاز تهاجم تروریستی اسراییل به چند شهر کشورمان گذشته است و حملات تلافیجویانه تهران که دشمن صهیونیستی را سرگردان کرده، همچنان ادامه دارد اما جنگ دشمن در حیطه شناختی نیز در جریان است و در این بُعد، دشمن تلاش دارد با رواج شایعه، ذهنها را مورد حمله قرار دهد.
به گزارش تفکر، امروزه و با گسترش فضای مجازی و رسانههای اجتماعی، دشمن بهموازات جنگ سخت و بمباران مناطق مسکونی و زیرساختها، تلاش دارد با گزارههای نادرست، ذهنیتها را شکست دهد، موضوعی که به آن «cognitive warfare» یا جنگ شناختی میگویند.
بسیاری از شایعات که در فضای مجازی در جریان است، هیچ بنا و مبنایی در حقیقت ندارد و تنها با قصد تغییر ذهنیت شهروندان عادی و القای شکست انجام میشود.
شب گذشته شایعهای در فضای مجازی به راه افتاد که فلان منطقه در مرکز استان مازندران از طرف اسراییل بهعنوان هدف انتخاب شده است و لازم است ساکنان اطراف، منطقه را تخلیه کنند. خبری که از اساس دروغ بود.
برخی افراد نیز شاید با انگیزه خیرخواهانه، اقدام به بارگذاری این پیام در گروهها کردند و به این شکل، ناخواسته و ندانسته به دشمن مدد رساندند.
توصیه ما به شهروندان و بهویژه جوانان این است که در مواجهه با چنین محتواهایی، از منابع رسمی، خبرگزاریهای شناختهشده و نهادهای مربوط جویا شوند و قبل از بررسی دقیق صحت و سقم این اخبار، آن را در رسانههای اجتماعی نشر ندهند که اگر چنین کردند در پاشیدن بذر یأس و ترس در جامعه گام برداشتند و این دقیقاً همان چیزی است که دشمن در چنین شرایطی میخواهد.
به لطف دولت «نان» هم گران شد
«نان» یک ماده غذایی پایه است به این معنا که در سر همه سفرهها و در همه وعدههای غذایی مصرف میشود و در چنین شرایطی دولتمردان و نمایندگان باید هم در تأمین آن و هم در تثبیت قیمت آن، اهتمام ویژه داشته باشند در حالیکه روز گذشته و بدون اعلام قبلی، گران شد و این گرانی را مردم زمانی فهمیدند که برای خرید نان از واحدهای خبازی کارت کشیدند.
مرگِ خبرنگار
اتفاقی که برای «ویلی لومَن» شخصیت اصلی نمایشنامه «مرگ فروشنده» اثر «آرتور میلر» رخ داد، این روزها برای خبرنگاران در حال تکرار شدن است. بسیاری مانند ویلی دریافتند سالها وفاداری، زحمت و حتی نامآوری و شهرتآفرینی برای رسانههایی که در آن کار میکردند، بههنگام بحران مالی، تضمینکنندهی ماندگاریشان نیست.
انجیلسی را رها کنید
شاید این ۲ بند از خبر فرماندار بابل برای کسی که از عقبه سایت انجیلسی اطلاعی ندارد و از اساس نمیداند انجیلسی کجاست و چه بلایی بر سر جنگلهای هیرکانی منطقه طی بیش از ۲ دهه اخیر بهخاطر دپوی زباله در این نقطه آمد که در نهایت با حکم قضایی، جلوی انتقال زباله به این نقطه گرفته شد، خبری مسرتبخش باشد اما برای ما که در دهه هشتاد ۲ بار از این نقطه دیدن کردیم، چیزی جز افتادن در چرخه «آزمون و خطا» و «آزمودنِ آزمودهها» نیست.