به گزارش تفکر، حامد بیکایی امروز روز چهارشنبه گفت: بعد از وقفهای چند روزه، جمعآوری و خروج زبالههای انباشتهشده بابل به خارج از شهرستان آغاز شد.
وی گفت: با هماهنگیهای که استاندار مازندران انجام داد مقرر شد زبالههای شهرستان بهصورت موقت به خارج از بابل منتقل تا فرایند معرفی مکان جدید انجام شود.
شهردار بابل با اشاره به این مطلب که در سکوی دپوی زباله شهر بابل حدود ۲ هزار تن زباله دپو شده بود، گفت: طی دو شب حدود ۷۲۰ تن از این زبالهها به خارج از شهرستان منتقل و مابقی در حال انتقال است.
بیکایی گفت: زبالههای شهر بابل روزانه ۱۹۰ تن است اما با توجه به این که زبالههای روستاهای اطراف در مخازن شهر بابل تخلیه میشود این آمار به ۲۴۰ تن در روز میرسد.
وی تصریح کرد: در حال حاضر خروج زباله از شهرستان برای هر کیلوگرم ۱۱ هزار ریال برای شهرداری بابل هزینه در بر خواهد داشت.
این مقام مسئول ادامه داد: با توجه به تعطیلات پیش روی عید نوروز و حضور مسافران و گردشگران در این شهرستان میزان زباله تولیدی به مراتب افزایش مییابد.
گفتنی است شهرستان ۶۰۰ هزار نفری بابل دارای هفت شهر و ۶ بخش است که بیش از نیمی از این جمعیت در شهر بابل ساکن هستند و روزانه ۳۰۰ تن زباله در کل شهرستان بابل جمعآوری میشود.
به لطف دولت «نان» هم گران شد
«نان» یک ماده غذایی پایه است به این معنا که در سر همه سفرهها و در همه وعدههای غذایی مصرف میشود و در چنین شرایطی دولتمردان و نمایندگان باید هم در تأمین آن و هم در تثبیت قیمت آن، اهتمام ویژه داشته باشند در حالیکه روز گذشته و بدون اعلام قبلی، گران شد و این گرانی را مردم زمانی فهمیدند که برای خرید نان از واحدهای خبازی کارت کشیدند.
مرگِ خبرنگار
اتفاقی که برای «ویلی لومَن» شخصیت اصلی نمایشنامه «مرگ فروشنده» اثر «آرتور میلر» رخ داد، این روزها برای خبرنگاران در حال تکرار شدن است. بسیاری مانند ویلی دریافتند سالها وفاداری، زحمت و حتی نامآوری و شهرتآفرینی برای رسانههایی که در آن کار میکردند، بههنگام بحران مالی، تضمینکنندهی ماندگاریشان نیست.
انجیلسی را رها کنید
شاید این ۲ بند از خبر فرماندار بابل برای کسی که از عقبه سایت انجیلسی اطلاعی ندارد و از اساس نمیداند انجیلسی کجاست و چه بلایی بر سر جنگلهای هیرکانی منطقه طی بیش از ۲ دهه اخیر بهخاطر دپوی زباله در این نقطه آمد که در نهایت با حکم قضایی، جلوی انتقال زباله به این نقطه گرفته شد، خبری مسرتبخش باشد اما برای ما که در دهه هشتاد ۲ بار از این نقطه دیدن کردیم، چیزی جز افتادن در چرخه «آزمون و خطا» و «آزمودنِ آزمودهها» نیست.