تحلیل «تفکر» بر آسیبهای کُندی جابهجایی مدیران دستگاههای اجرایی در مازندران؛
ضرورت تسریع در انتصابات
استاندار مازندران که وعده داده بود نیروهایی را در بدنه اجرایی استان به کار بگیرد که با گفتمان وفاق دولت چهاردهم همراه باشند، در یک ماه نخست آغاز مدیریت خود تقریباً همه فرمانداران جدید را منصوب کرد و نیروهایی جوان را به کار گرفت اما به مدیرانکل استانی که رسید، گویا تغییر رویه داد و کُند و آهسته عمل کرد تا جاییکه به نظر میآید مدتی است این موضوع را به حال خود رها کرد.
به گزارش تفکر، با معرفی مدیرکل جدید راهداری و حمل و نقل جادهای استان مازندران، پس از مدتها، شاهد تغییر یکی دیگر از مدیرانکل بودیم، تغییراتی که برعکس تغییر و جابهجایی فرمانداران که خیلی سریع انجام گرفت، از ابتدا کُند بود و این فرایند کُند تبعاتی را هم با خود به همراه دارد که در ادامه به آن اشاره میرود.
اول شهریور گذشته -200 روز قبل - بود که همه وزیران پیشنهادی کابینه مسعود پزشکیان موفق به کسب رأی اعتماد از مجلس شدند و دولت وفاق ملی در سطح کشور فعال شد و «مهدی یونسی رستمی» هم دهم آذر -بیش از یکصد روز قبل- معارفه شد و توقع میرفت پس از صد روز تیم چیدمان مدیریتی هماهنگ با دولت چهاردهم در سطح استان به اتمام رسیده باشد که نشد.
استاندار مازندران که وعده داده بود نیروهایی را در بدنه اجرایی استان به کار بگیرد که با گفتمان وفاق دولت چهاردهم همراه باشند، در یک ماه نخست آغاز مدیریت خود تقریباً همه فرمانداران جدید را منصوب کرد و نیروهایی جوان را به کار گرفت اما به مدیرانکل استانی که رسید، گویا تغییر رویه داد و کُند و آهسته عمل کرد تا جاییکه به نظر میآید مدتی است این موضوع را به حال خود رها کرد.
تا امروز بسیاری از مدیرانکل دستگاههای اجرایی عوض نشدهاند و بهجز مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی که با حکم «احمد میدری» ابقا شد و چند مدیرکلی که تغییر کردند، تعداد بسیاری از این مدیران همچنان بلاتکلیف هستند.
برخی دلیل این کار را بیانگیزگی و خستگی رودهنگام استاندار مازندران میدانند و برخی هم به این اشاره میکنند که وی نیروی مورد اعتماد ندارد هرچند رفتن 18 نفر برای مصاحبه در وزارت آموزش و پرورش نشان میدهد برای برخی دستگاهها چون دستگاه تعلیم و تربیت استان مازندران، گروههای سهمخواه بسیارند و استاندار هم به همه این گروهها میدان داده تا نیروی مدنظر خود را به وزارتخانه معرفی کنند تا چه پیش آید !
دلیل این کار هر چه که باشد، نتیجه منفی برای مردم و همچنین دولت وفاق دارد چون مدیرانی که به ماندن خود تا یک هفته دیگر امیدوار نیستند، دل و دماغی برای کار و فعالیت ندارند و همین موجب خواهد شد کارها و مشکلات بر روی هم انباشته شود آن هم در شرایطی که مازندران با مشکلات متعددی مواجه است و از چهار چرخ ماشین توسعه استان، دو چرخ پنچر و یک چرخ مفقود است.
نقد دیگری که بر استاندار مازندران در حوزه انتصابات وارد است این است که وی هنوز از چهار معاون خود، دو معاون اصلی خود یعنی معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی و معاون هماهنگی امور عمرانی را انتخاب نکرده است آن هم در شرایطی که برابر عُرف، باید قبل از هر اقدامی، معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی را انتخاب میکرد تا این معاون، در انتخاب و معارفه فرمانداران و بخشداران، فعال باشد.
در مجموع میتوان گفت مهدی یونسی رستمی تا امروز در حوزه انتصابات، مدیریت موفقی نداشته است و بهتر است هرچه زودتر این کاستی را جبران کند.
معرفی نشدن مدیرکل جدید، موجب تأخیر و سستی در معرفی مدیران دستگاههای شهرستانی خواهد شد و امروز بسیاری از فرمانداران قصد دارند مدیران برخی دستگاههای شهرستانی را تغییر دهند اما ناچار هستند تا تغییر مدیرکل صبر کنند و این موارد موجب بر زمین ماندن کارهای مهم و طرحهای اولویتدار خواهد شد و بهتر است استاندار و مشاوران وی برای این کاستی، اقدامی عاجل انجام دهند.
به لطف دولت «نان» هم گران شد
«نان» یک ماده غذایی پایه است به این معنا که در سر همه سفرهها و در همه وعدههای غذایی مصرف میشود و در چنین شرایطی دولتمردان و نمایندگان باید هم در تأمین آن و هم در تثبیت قیمت آن، اهتمام ویژه داشته باشند در حالیکه روز گذشته و بدون اعلام قبلی، گران شد و این گرانی را مردم زمانی فهمیدند که برای خرید نان از واحدهای خبازی کارت کشیدند.
مرگِ خبرنگار
اتفاقی که برای «ویلی لومَن» شخصیت اصلی نمایشنامه «مرگ فروشنده» اثر «آرتور میلر» رخ داد، این روزها برای خبرنگاران در حال تکرار شدن است. بسیاری مانند ویلی دریافتند سالها وفاداری، زحمت و حتی نامآوری و شهرتآفرینی برای رسانههایی که در آن کار میکردند، بههنگام بحران مالی، تضمینکنندهی ماندگاریشان نیست.
انجیلسی را رها کنید
شاید این ۲ بند از خبر فرماندار بابل برای کسی که از عقبه سایت انجیلسی اطلاعی ندارد و از اساس نمیداند انجیلسی کجاست و چه بلایی بر سر جنگلهای هیرکانی منطقه طی بیش از ۲ دهه اخیر بهخاطر دپوی زباله در این نقطه آمد که در نهایت با حکم قضایی، جلوی انتقال زباله به این نقطه گرفته شد، خبری مسرتبخش باشد اما برای ما که در دهه هشتاد ۲ بار از این نقطه دیدن کردیم، چیزی جز افتادن در چرخه «آزمون و خطا» و «آزمودنِ آزمودهها» نیست.