به گزارش تفکر، سرهنگ سامع خورشاد در تشریح این خبر بیان کرد: از آنجایی که خشکبار قاچاق، بدون رعایت مقررات گمرکی و استانداردهای بهداشتی مربوطه وارد کشور شده و علاوه بر خروج ارز، سلامت مصرفکنندگان را به خطر میاندازد، لذا در روزهای منتهی به عید نوروز برخورد با اینگونه جرایم مورد توجه پلیس امنیت اقتصادی استان بوده است.
وی افزود: پس از رصد فنی و اطلاعاتی کارشناسان اداره اطلاعات و عملیات پلیس امنیت اقتصادی مشخص شد افرادی از مبدا کشورهای حوزه خلیج فارس با لنج باری اقدام به قاچاق کالا از طریق بنادر ملوانی در استانهای جنوبی کشور نموده و پس از آن با خودروهای شوتی و باری به استان مازندران انتقال میدهند.
رییس پلیس امنیت اقتصادی استان مازندران تصریح کرد: نظر به اهمیت موضوع، مأموران موفق شدند یک دستگاه خودروی سمند شوتی که به صورت گسترده و مستمر در امر حمل، تهیه و توزیع کالای قاچاق البسه و خشکبار از جنوب کشور به استانهای شمالی فعالیت داشت را شناسایی کنند.
وی با بیان اینکه خودرو در مسیر قائمشهر به ساری رؤیت و پس از تعقیب مراقبت به سمت منزل شخصی در ساری متوقف شد، خاطر نشان کرد: مأموران در بازرسی از خودرو و منزل متهم، مقدار ۶۰۰ کیلو انواع خشکبار قاچاق و ۱۰۰ ثوب پوشاک قاچاق به ارزش ۵ میلیارد ریال کشف کنند.
سرهنگ خورشاد با اشاره به اینکه متهم نیز پس از دستگیری با تشکیل پرونده به مرجع قضائی معرفی شد، تاکید کرد: پلیس مقابله با قاچاق کالا و ارز و مبارزه با قاچاقچیان را بهصورت ویژه در دستور کار قرار داده و از هیچ تلاشی دریغ نخواهد کرد.

رویای مازندران قویتر
عشرت کراری/ اهمیت مازندران بر همهی ایران مشخص است اما گویا تصمیمسازان استان، هنوز به این باور نرسیدند که این استانِ کهن با اساطیر و دانشمندان نامداری که دارد، هرگز درخور جایگاهش توسعه نیافته است و این چیزهایی که امروزه در جهت اقتصاد و گردشگری در استان وجود دارد از بدیهیترین موارد کسب و کار است.
نارنگی ارزان، پاسوز گرانیهای بیامان
این روزها که فصل برداشت مرکبات در مازندران است و باید برای باغداران فصلی شیرین و همراه با به بار نشستن ماهها تلاش شبانهروزی باشد، به روزهای دلهره، نگرانی و خسارت تبدیل شده است و دلیل آن نیز قیمت پایین نارنگی پیشرس و محلی است که 35 تا 40 هزار تومان در هر کیلو بابت آن به باغداران پول میدهند.
عقبنشینی دخترها؛ اجبار یا انتخاب؟
غلبهی هوش بر هنجار سبب شد تا دختر دانشآموز از نظم حاکم بر زیست سنتی ایرانی عبور کند و به شکستن خطوط قرمز و رهایی در هیجان متمایل شود. این اگر نشات گرفته از پیشبینی فقری باشد که در آینده گریبانشان را خواهد گرفت، یا از ضعف اعتماد بهنفس و ترس طرد شدن از سوی جامعهای باشد که معیارهای زیبایی و مقبولافتادن را به آنها تحمیل کردهاست، فرقی نمیکند؛ یک فرایند مخرب حالا به نتیجه رسیده و همچنان در حال پیشروی است.