یادداشت «محمدباقر محسنی» درخصوص فضیلتی به نام اهدای خون؛
از «خونفروشی» تا «اهدای خون»
با توجه به عمر کوتاه خون و فرآوردههای خونی و نیاز بالای استان مازندران، عنصرِ استمرار در اهدای خون برای تأمین این نیاز، مهم و کلیدی است ضمن اینکه اهدای خود برای فردِ اهداکننده نیز تضمینی برای سلامت است و از غلظتِ خون که ریسک سکتههای قلبی و مغزی را افزایش میدهد، جلوگیری میکند.
به گزارش تفکر، سالها پیش در کتابخانه کوچک مرحوم پدر، کتاب داستانی دیدم و با وَلَع آن را خواندم به نام «خونفروش» که گویا ریشه در واقعیت داشت و به حقایقی از بطن جامعه ایران در اوائل دهه 50 شمسی اشاره میکرد زمانیکه امکان انتقال خون از یک فرد سالم به بیماران نیازمند، ممکن شده بود و برخی سوداگران، با استفاده از نیازِ فرودستان جامعه، آنان را به فروختن خون با هدف کسب درآمد، هدایت میکردند و خود نیز از این کار، به قول فرانسویها «پورسانت» یا کارمزد میگرفتند.
بعدها سازمان انتقال خون، تأسیس و جایگاه قانونی خود را یافت و اوج گرفتن انقلاب و ماجرای جنگ تحمیلی که نیاز به خون را برای کمک به مجاهدان زخمی، ضروری کرده بود موجب شد پدیده خونفروشی برای همیشه فراموش و فضیلتی به نام «اهدای خون» جایگزین آن شود، فضیلتی که همه در انجام آن از هم سبقت میگرفتند و خوشبختانه تا امروز هم چراغ آن روشن است.
استان مازندران در چند دهه اخیر همیشه بالاترین آمار اهداکنندگان را داشته است و در کمتر مواقعی، با کمبود خود مواجه بود حتی در برخی سالها، بهعنوان معین استانهای مجاور ازجمله تهران در نظر گرفته میشد تا مازادِ خون اهدایی را برای استفاده بیماران دیگر استانها ارسال کند.
از اسفندماه 98 که نگرانی از شیوع کرونا و پروتکلهای الزامآور، موجب ایجاد اختلال در بسیاری از فعالیتهای اجتماعی شهروندان شد، فرایند اهدای خون نیز در برخی مواقع مختل گردید در شرایطی که نیاز حوزه درمان و بیمارانِ نیازمند به خون و فرآوردههای خونی، به همان اندازه سابق بود و این اختلال، موجب شد تعدادی از بیماران مدتهای طولانی در صفِ انتظار برای دریافت خون و فرآوردههای خونی بمانند.
شهروندان باید بدانند که مازندران استانی است که هم کانون برخی بیماریها مانند «تالاسمی مینور و ماژور» است که نیاز این بیماران به خون و فرآوردههای آن، نیازی حیاتی است و هم منطقه گردشگری است و حضور مسافران و تردد سنگین در محورهای این استان، آمار تصادفات و سوانح جادهای را بالا برده است و یکی از نیازهای احتمالی اما حیاتی بیمارانی که به این دلیل در بیمارستانها و مراکز درمانی بستری میشوند، خون است.
به این موارد باید انجام جراحی قلب باز و شیمیدرمانی در چندین بیمارستان استان را هم اضافه کرد که موجب افزایش روزانه نیاز به خون و فرآوردههای خونی میشود.
مجموعه مطالب گفته شده به اهمیت «اهدای خون» توسط شهروندان اشاره دارد و اینکه بهجای آوردن این فضیلت، ممکن است جان یک انسان را از خطر مرگ نجات دهد و به تعبیر صریح آیه 32 سوره مبارکه «مائده» هرکس که جان یک انسان را نجات دهد، گویا جان همه انسانها را نجات داده است و این ثواب عظیمی است که قطعاً نزد خدای مهربان، محفوظ است.
همچنین با توجه به عمر کوتاه خون و فرآوردههای خونی و نیاز بالای استان مازندران، عنصرِ استمرار در اهدای خون برای تأمین این نیاز، مهم و کلیدی است ضمن اینکه اهدای خود برای فردِ اهداکننده نیز تضمینی برای سلامت است و از غلظتِ خون که ریسک سکتههای قلبی و مغزی را افزایش میدهد، جلوگیری میکند.
بهعنوان شهروندی که سالها است توفیق داشتهام بهطور مستمر، خون اهدا کنم، از همه شهروندان، جوانان، دانشجویان و همچنین از زنان استان که امکان اهدای خون دارند اعم از گروههای خونی رایج تا گروههای نادر، میخواهم در پایگاههای اهدای خون که در تمام روز فعال هستند، حضور یابند و تلاش کنند به یک بیمارِ نیازمند، «خون» نه که «زندگی» هدیه کنند و یقین بدانند هیچ قدم خیر و کار نیکی از نظر «داورِ حقیقی»، پنهان نمیماند و پاداشی چند برابر دریافت خواهند کرد ضمن اینکه گلِ لبخند را بر لبان یک بیمار و نزدیکانش، شکوفا میکنند.
نکته آخر اینکه یک انسان بالغ در بدن خود حدود 5 لیتر خون دارد -میزان خونی که در رگهای هر فرد جریان دارد، با توجه به سن، وزن و جنسیت با دیگری متفاوت است- و با اهدای یک واحد که چیزی حدود نیم لیتر است، مغز استخوان به تولید خونِ تازه اقدام میکند و به این شکل، خونی که از بدن خارج شد، با خونِ تازه جایگزین میشود و این جایگزینی از نظر پارامترهای سلامت نیز برای فردِ اهداکننده، بسیار مفید و برای سلولهای بدن بسیار خوشایند است و به این دلیل از همه افراد میخواهم در انجام این فضیلت از هم پیشی بگیرند و دستگاهها و نهادهای فرهنگی نیز در «نهادینهکردن فرهنگِ اهدای خون» پیشگام باشند.
شورای شهر؛ امید به آینده نو
ساری، این شهر کهن و تاریخی، این نگین سبز مازندران که روزگاری مرکز تمدن هیرکانیا و یادگار هزارهها تاریخ بوده است، امروز روزگار ناخوشی دارد. شهری که انتظار میرود بهعنوان مرکز استان، الگویی برای سایر شهرها باشد، خود در گیرودار معضلاتی پیچیده و دشوار دست و پا میزند.
«دونالد ترامپ» و قمار مرگبارش
کاش یک نفر او را از برق میکشید تا بداند این ماجراجوییهایی که حالا دارد در ایران انجام میدهد در مورد یک زندگی واقعی است و نه انیمیشن و بازیهای یارانهای و فیلمهای هالیوودی! زندگی واقعی مردم ایران است که بازیچهی افکار زشت این پيرمرد نامتعادل و روانپریش شده.
توصیه شهید «مجید ذکریایی» به رسانهها
«شهید ذکریایی» در ادامه مکالمه با بیانی آرام گفتند: من به شما قول میدهم هر جایی که باشم در برابر تجاوز به عرصههای طبیعی و جنگل و مرتع کوتاه نخواهم آمد اما شما خبرنگاران هم این موضوع را فراموش نکنید. تکلیف شما درخصوص منابع طبیعی هم کاملاً روشن است و هم بسیار سنگین. توصیه من به شما فعالان رسانه این است که «زبانِ جنگل باشید.»