به گزارش تفکر، مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب استان مازندران در حاشیه افتتاح پروژه آبرسانی شهدای غواص در روستای قلعهکتی از بخش بندپی شرقی شهرستان بابل گفت: با برنامهریزیهای انجام شده در سطح استان، اعتبارات آبرسانی بهصورت متوازن و در دورترین نقاط تخصیص یافته است تا روستاهایی که تاکنون از این نعمت محروم بودهاند، به آب شرب سالم دسترسی پیدا کنند
وی با اشاره به دو پروژه آبرسانی شهرستان بابل افزود: با اعتباری بالغ بر دو هزار میلیارد تومان، این پروژهها افتتاح و عملیات اجرایی آنها آغاز شد و خدمات آن برای حدود ۱۱ هزار نفر قابل بهرهبرداری خواهد بود
مدیرعامل آب و فاضلاب مازندران تأکید کرد: اجرای این پروژهها باعث بهبود کیفیت و دسترسی به آب شرب در مناطق مختلف استان میشود و برنامهریزی برای اجرای پروژههای مشابه در سایر شهرستانها نیز ادامه دارد
برارزاده همچنین از افتتاح ۷۳ پروژه آب و فاضلاب در استان خبر داد و گفت: این پروژهها شامل بهرهبرداری از خطوط آب و فاضلاب، حفر و تجهیز ۱۷ حلقه چاه با ظرفیت ۲۶۱ لیتر بر ثانیه، بهسازی دو دهنه چشمه با دبی ۱۱ لیتر بر ثانیه و احداث ۹۳ باب مخزن با حجم ۱۵۷۳۰ متر مکعب است که در دهه مبارک فجر امسال به بهرهبرداری میرسد
وی در ادامه افزود: ۹ پروژه دیگر در شهرستان بابل با اعتباری بالغ بر ۳۱۰ میلیارد تومان برای ۵۰ روستا و سه شهر این شهرستان برنامهریزی شده و همچنین هشت پروژه با اعتبار ۱۰۰ میلیارد تومان نیز بهزودی اجرا خواهد شد. علاوه بر این، کلنگزنی ۱۰ پروژه جدید نیز در دستور کار قرار دارد.
رویای مازندران قویتر
عشرت کراری/ اهمیت مازندران بر همهی ایران مشخص است اما گویا تصمیمسازان استان، هنوز به این باور نرسیدند که این استانِ کهن با اساطیر و دانشمندان نامداری که دارد، هرگز درخور جایگاهش توسعه نیافته است و این چیزهایی که امروزه در جهت اقتصاد و گردشگری در استان وجود دارد از بدیهیترین موارد کسب و کار است.
نارنگی ارزان، پاسوز گرانیهای بیامان
این روزها که فصل برداشت مرکبات در مازندران است و باید برای باغداران فصلی شیرین و همراه با به بار نشستن ماهها تلاش شبانهروزی باشد، به روزهای دلهره، نگرانی و خسارت تبدیل شده است و دلیل آن نیز قیمت پایین نارنگی پیشرس و محلی است که 35 تا 40 هزار تومان در هر کیلو بابت آن به باغداران پول میدهند.
عقبنشینی دخترها؛ اجبار یا انتخاب؟
غلبهی هوش بر هنجار سبب شد تا دختر دانشآموز از نظم حاکم بر زیست سنتی ایرانی عبور کند و به شکستن خطوط قرمز و رهایی در هیجان متمایل شود. این اگر نشات گرفته از پیشبینی فقری باشد که در آینده گریبانشان را خواهد گرفت، یا از ضعف اعتماد بهنفس و ترس طرد شدن از سوی جامعهای باشد که معیارهای زیبایی و مقبولافتادن را به آنها تحمیل کردهاست، فرقی نمیکند؛ یک فرایند مخرب حالا به نتیجه رسیده و همچنان در حال پیشروی است.