مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی مازندران در مراسم تکریم و معارفه رییس اداره شهرستان نکا:
اهالی فرهنگ باید اینجا احساس آرامش داشته باشند
«محمد محمدی» عصر امروز دوشنبه در مراسم تکریم و معارفه ریاست فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان نکا گفت: فرهنگ و ارشاد خانه دوم اهالی فرهنگ است که باید در هر شرایطی از هرجا گریزان شدند به این خانه رجوع کنند و در واقع باید در این فضا احساس امنیت و آرامش داشته باشند.
به گزارش تفکر، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی مازندران از این استان به عنوان قطب فرهنگی ایران یاد کرد و گفت: در این مسیر چهرههای شاخص فرهنگ و هنر میتوانند با توجه به ظرفیتهایی که دارند، این فرهنگ اصیل را به همگان معرفی کنند.
وی همچنین با اشاره به اتفاقات اخیر گفت: ایستادگی ملت ایران در جنگ اخیر رژیم صهیونیستی نشان داد چرا در طول تاریخ به هیچ بیگانهای اجازه تعرض به کشور داده نشد و در همین چند روزه انسجام و همبستگی ملت ایران به رخ جهانیان کشیده شد.
محمدی افزود: مردم مازندران در جنگ اخیر به بیش از ۹ میلیون نفر پناه و به همگان نشان دادند ساکنان دیار علویان همواره اسطوره و الگو هستند و امیدواریم مسئولین قدردان حمایت مردم در شرایط سخت جنگ باشند.
مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی مازندران با اشاره به ضرورت شناخت فرهنگ تمدن کشور تصریح کرد: اگر امروز تاریخ تمدن کشورمان را نشناسیم فردا جنگ فرهنگها را خواهیم داشت.
گفتنی است در پایان این مراسم «مجتبی ذاکری» بهعنوان سرپرست اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان نکا معارفه و از زحمات «سید مرتضی یداللهی» قدردانی شد.
رویای مازندران قویتر
عشرت کراری/ اهمیت مازندران بر همهی ایران مشخص است اما گویا تصمیمسازان استان، هنوز به این باور نرسیدند که این استانِ کهن با اساطیر و دانشمندان نامداری که دارد، هرگز درخور جایگاهش توسعه نیافته است و این چیزهایی که امروزه در جهت اقتصاد و گردشگری در استان وجود دارد از بدیهیترین موارد کسب و کار است.
نارنگی ارزان، پاسوز گرانیهای بیامان
این روزها که فصل برداشت مرکبات در مازندران است و باید برای باغداران فصلی شیرین و همراه با به بار نشستن ماهها تلاش شبانهروزی باشد، به روزهای دلهره، نگرانی و خسارت تبدیل شده است و دلیل آن نیز قیمت پایین نارنگی پیشرس و محلی است که 35 تا 40 هزار تومان در هر کیلو بابت آن به باغداران پول میدهند.
عقبنشینی دخترها؛ اجبار یا انتخاب؟
غلبهی هوش بر هنجار سبب شد تا دختر دانشآموز از نظم حاکم بر زیست سنتی ایرانی عبور کند و به شکستن خطوط قرمز و رهایی در هیجان متمایل شود. این اگر نشات گرفته از پیشبینی فقری باشد که در آینده گریبانشان را خواهد گرفت، یا از ضعف اعتماد بهنفس و ترس طرد شدن از سوی جامعهای باشد که معیارهای زیبایی و مقبولافتادن را به آنها تحمیل کردهاست، فرقی نمیکند؛ یک فرایند مخرب حالا به نتیجه رسیده و همچنان در حال پیشروی است.