فرمانده انتظامی مازندران خبر داد:
کاهش یازده درصدی آمار مرگ بر اثر سوانح جادهای در استان
«سردار حسن مفخمی» صبح امروز پنجشنبه در رزمایش طرح نوروزی پلیس با اشاره به وجود ۱۴ گردنه و سه هزار و ۷۰۰ کیلومتر راههای برفگیر در استان گفت: با تلاشهای صورت گرفته در حوزه ترافیک و امنیت، شمار متوفیان حوادث و تصادفات ۱۱ درصد و شمار مجروحان چهار درصد کاهش داشته است.
به گزارش تفکر، وی با اظهار اینکه میزان تصادفات در مجموع ۱۹ درصد طی سال جاری نسبت به سال قبل کاهش داشته است، ادامه داد: با تلاش و زحمات عوامل، ۶۱ درصد متوفیات تصادفات در طرح زمستانه پلیس کاهش یافت و شمار مجروحان نیز ۴۵ درصد کمتر بوده است.
سردار مفخمی شهرستانی با بیان اینکه شعار نوروزی ۱۴۰۴ پلیس، امنیت و آرامش بهاری و ضیافت الهی است، گفت: در این ماه با زبان روزه برای خدمت به مردم عزم خود را جزم کردیم.
فرمانده انتظامی مازندران با تاکید براینکه با رانندگان پرخطر در نوروز برخورد قاطع و خودروهای آنان توقیف میشود، افزود: مازندران به عنوان کلانشهر هوشمند است و بیش از هزار و۱۰۰ دوربین جادهای در استان فعال است.
سردار مفخمی رعایت مقررات راهنمایی و رانندگی را ضروری خواند و گفت: طرح نوروزی پلیس همگام با سایر نهادها وارگانها برای امنیت انتظامی ترافیکی برنامهریزی میشود و بیش از ۱۰ هزار و۸۰۰ نفر از همکاران در این حوزه فعالیت دارند.
وی با بیان اینکه بیش از چهار هزار و ۵۶۰ نفر از همکاران در قالب گشتهای خودرویی فعالیت میکنند، گفت: شش هزار و ۴۰۰ نفر در گشتهای موتوری ایفای نقش میکنند.
تصاویر خبر
رویای مازندران قویتر
عشرت کراری/ اهمیت مازندران بر همهی ایران مشخص است اما گویا تصمیمسازان استان، هنوز به این باور نرسیدند که این استانِ کهن با اساطیر و دانشمندان نامداری که دارد، هرگز درخور جایگاهش توسعه نیافته است و این چیزهایی که امروزه در جهت اقتصاد و گردشگری در استان وجود دارد از بدیهیترین موارد کسب و کار است.
نارنگی ارزان، پاسوز گرانیهای بیامان
این روزها که فصل برداشت مرکبات در مازندران است و باید برای باغداران فصلی شیرین و همراه با به بار نشستن ماهها تلاش شبانهروزی باشد، به روزهای دلهره، نگرانی و خسارت تبدیل شده است و دلیل آن نیز قیمت پایین نارنگی پیشرس و محلی است که 35 تا 40 هزار تومان در هر کیلو بابت آن به باغداران پول میدهند.
عقبنشینی دخترها؛ اجبار یا انتخاب؟
غلبهی هوش بر هنجار سبب شد تا دختر دانشآموز از نظم حاکم بر زیست سنتی ایرانی عبور کند و به شکستن خطوط قرمز و رهایی در هیجان متمایل شود. این اگر نشات گرفته از پیشبینی فقری باشد که در آینده گریبانشان را خواهد گرفت، یا از ضعف اعتماد بهنفس و ترس طرد شدن از سوی جامعهای باشد که معیارهای زیبایی و مقبولافتادن را به آنها تحمیل کردهاست، فرقی نمیکند؛ یک فرایند مخرب حالا به نتیجه رسیده و همچنان در حال پیشروی است.