وزیر میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری در بازدید از موزه بابل:
در معرفی شخصیتهای ملی مازندران کمکاری شد
«سیدرضا صالحی امیری» ضمن تأکید بر فعال کردن بخش پژوهشی و مطالعاتی موزه بابل با هدف معرفی بیش از پیش ظرفیتهای تاریخی شمال کشور، گفت: در معرفی رجال و شخصیتهای ملی و بینالمللی مازندران کمکاری صورت گرفت.
به گزارش تفکر، وزیر میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری دولت چهاردهم در نخستین روز از سفر سهروزه خود از مازندران، در بازدید از موزه بابل گفت: معرفی ظرفیتهای تاریخی بابل و دیگر شهرهای مازندران باید با جدیت در دستورکار مسئولان امر قرار گیرد.
وی خاطر نشان کرد: در حوزه تاریخشناسی و معرفی شخصیتهای ملی و بینالمللی مازندران در حوزههای مختلف دینی، مذهبی، فرهنگی، هنری و ورزشی کمکاری شده که باید برای رفع دغدغههای تاریخنویسان ورود جدیتری داشته باشیم.
سید رضا صالحی امیری با اشاره به شکوه آثار تمدنی و پیشینه تاریخی شهر بابل، بر لزوم معرفی گستردهتر این ظرفیتها تأکید کرد.
گفتنی است موزه بابل در تاریخ هشتم مرداد ۱۳۵۴ به شماره ۱۵۲۶ در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است. این مکان در سال ۱۳۷۵ با عنوان موزه گنجینه بابل پس از تغییراتی در برابر بازدید عموم مردم قرار داده شد.
به لطف دولت «نان» هم گران شد
«نان» یک ماده غذایی پایه است به این معنا که در سر همه سفرهها و در همه وعدههای غذایی مصرف میشود و در چنین شرایطی دولتمردان و نمایندگان باید هم در تأمین آن و هم در تثبیت قیمت آن، اهتمام ویژه داشته باشند در حالیکه روز گذشته و بدون اعلام قبلی، گران شد و این گرانی را مردم زمانی فهمیدند که برای خرید نان از واحدهای خبازی کارت کشیدند.
مرگِ خبرنگار
اتفاقی که برای «ویلی لومَن» شخصیت اصلی نمایشنامه «مرگ فروشنده» اثر «آرتور میلر» رخ داد، این روزها برای خبرنگاران در حال تکرار شدن است. بسیاری مانند ویلی دریافتند سالها وفاداری، زحمت و حتی نامآوری و شهرتآفرینی برای رسانههایی که در آن کار میکردند، بههنگام بحران مالی، تضمینکنندهی ماندگاریشان نیست.
انجیلسی را رها کنید
شاید این ۲ بند از خبر فرماندار بابل برای کسی که از عقبه سایت انجیلسی اطلاعی ندارد و از اساس نمیداند انجیلسی کجاست و چه بلایی بر سر جنگلهای هیرکانی منطقه طی بیش از ۲ دهه اخیر بهخاطر دپوی زباله در این نقطه آمد که در نهایت با حکم قضایی، جلوی انتقال زباله به این نقطه گرفته شد، خبری مسرتبخش باشد اما برای ما که در دهه هشتاد ۲ بار از این نقطه دیدن کردیم، چیزی جز افتادن در چرخه «آزمون و خطا» و «آزمودنِ آزمودهها» نیست.