به گزارش تفکر، حسین گلین مقدم در یادداشتی با تیتر «اَبَرچالش غرب مازندران چیست» نوشت:
در دوره مدرن همواره طبیعت از معیشت شکست خورده است و در این تقابل بین محیطزیست و توسعه، منابع بسیاری از بین رفته و بحرانهای بسیاری نیز ایجاد شده است.
غرب مازندران نیز طی دهههای اخیر علیرغم تلاش همه دولتها کماکان با رشد نامتوازن و نامستمر دست و پنجه نرم میکند. به بیان سادهتر علیرغم رونق سفر و گردش مالی ناشی از آن که در رسته املاک، خُردهفروشی و خدمات بروز کرده و سهم قابل توجهی از اقتصاد منطقه را به خود اختصاص داده، کماکان نه اقتصاد پایدار ایجاد شده است و نه سلامت اجتماعی و زیستمحیطی.
به راستی اَبَرچالش اصلی غرب مازندران چیست؟
اینکه چه کسی با چه دیدگاه سیاسی بر کرسی نمایندگی مجلس یا مسند فرماندار بنشیند نقش کلیدی دارد یا مستقل شدن در قالب یک استان ؟
آیا حفظ بخش کشاورزی چالش اصلی است یا گسترش سرمایهگذاری در حوزه گردشگری؟
آیا ویلاسازی و خانههای دوم و بحران آب و انرژی چالش اصلی است یا ترافیک و زباله؟
روشن است که اگر نهادهای حاکمیتی و دولتی منطقه دیدگاه اشتباهی نسبت به ابرچالش منطقه غرب مازندران داشته باشد در اتخاذ سیاستها، نحوه اجرا و انتخاب مدیران هم اشتباه می کنند. بنابراین توافق بین حاکمیت، دولت، نهادهای مدنی و مردم بر سر منافشه اصلی، بسیار حایز اهمیت است چرا که از پرداختن به حواشی جلوگیری میکند و ضمن شکلگیری شیوه حکمرانی متناسب با آن، سبب همراهی جامعه برای غلبه بر مشکلات و اصلاح روندها میشود.
به باور نگارنده ابرچالش غرب مازندران موضوع «عدم تعادل و ناپایداری» است. مفهوم پایداری در لغت به معنای استمرار و ثبات است که در عصر جدید به تعامل مسالمتآمیز بین اقتصاد، اجتماع و محیطزیست اشاره دارد.
بنابراین در حکمرانی خوب، توجه به تعادل و پایداری اجتماعی، اقتصادی، زیستمحیطی، فرهنگی، ایمنی، سلامت، امنیت، زیرساختها، اشتغال، اصالت، هویت و .... ضروری است تا بتوان با حفظ منابع مختلف طبیعی، اقتصادی، انسانی و اجتماعی بقای نسلهای آینده را تضمین کرد.
باید توجه داشت همواره اصل بقا یک موضوع اساسی برای تمدنها بوده و هست. بنابراین حفظ منابع برای بقاء نسلهای آینده ضروری است. به عبارتی برقراری تعامل بین معیشت و طبیعت بایستی با اولویت حفظ طبیعت همراه باشد.
باید پذیرفت در کنار توجه به پایداری, نظام ارزش و منفعت در جامعه نیز نیاز به بازنگری و تبیین دارد.
ازین رو شایسته است در فرمانداریهای غرب مازندران «میز تعادل و پایداری» ایجاد شود و از ظرفیتهای علمی، اجتماعی و فرهنگی منطقه برای بررسی، تبیین، آگاهیبخشی و اصلاح روندها، اقدامات و برنامههای ناپایدار استفاده شود.
از دولتِ کارگر تا دولتِ معمار
دولتِ معمار، دیگر وارد مصالح و ملات نمیشود؛ او «کدهای ساختمانی مهارت» را مینویسد، «پلان شایستگی» را ترسیم میکند، «مهندسان ناظر» را بر کیفیت میگمارد و سپس عقب مینشیند تا بخش خصوصی، تشکلهای صنفی و نهادهای اجتماعی، ساختمان مهارت را با خلاقیت خود برپا کنند.
خشم و خرسندیِ توأمان
نکته مهم این است که قاطبه مردم از شنیدن خبر احتمال امضای این یادداشتتفاهم و توقفِ کامل جنگ، خرسند شدند و اقتضائات اقتصادی و الزامات معیشتی نیز امضای آن را هوشمندانه میداند اما برخی جریانات تندرو، منافع سیاسی یا اقتصادی خود را در تعارض با آن میبینند و به بازگشت کشور به شرایط عادی روی خوش نشان نمیدهند.
به لطف دولت «نان» هم گران شد
«نان» یک ماده غذایی پایه است به این معنا که در سر همه سفرهها و در همه وعدههای غذایی مصرف میشود و در چنین شرایطی دولتمردان و نمایندگان باید هم در تأمین آن و هم در تثبیت قیمت آن، اهتمام ویژه داشته باشند در حالیکه روز گذشته و بدون اعلام قبلی، گران شد و این گرانی را مردم زمانی فهمیدند که برای خرید نان از واحدهای خبازی کارت کشیدند.