یادداشت «تفکر» در پیوند با نزولات آسمانی طی دو روز گذشته در مازندران؛
برف، باران و سخاوتِ آسمان
لازم است به خودمان یادآور شویم مصرف بهینه آب هم در بخش کشاورزی و هم در بخش شُرب، وظیفه و تکلیف همگانی است و هیچ مدیر یا شهروندی نباید در این موضوع، مسئولیت قانونی و اجتماعی خود را فراموش کند که این کار ناسپاسی است و چه بسا قهر و غضب طبیعت را به همراه داشته باشد و تا مدتها در حسرت چنین سخاوتی از سوی آسمان بمانیم.
به گزارش تفکر، بارش برف و باران طی دو روز گذشته در مناطق مختلف کشور ازجمله مازندران، موجی از شادی و امید را زنده کرد، امید برای پر شدن سفرههای آب زیرزمینی، امید برای گندمکاران و از همه مهمتر امید برای کاهش ناترازی آبی که دامن مناطقی از مازندران را گرفته است.
به نزولات آسمانی اخیر از جمله برف سفید سنگین که در ارتفاعات استان به یک متر و نیم رسید و نخستین برف سنگین سال 1404 در مازندران بود، میتوان از دو منظر نگاه کرد، نخست شادی و نشاطی که زیرِ پوستِ جامعه تزریق کرد و همهی شهر، برای برفبازی به خیابان آمدند و برخی نیز در آن سرمای استخوانسوز با خانواده به بیرون شهر رفتند تا کدورت درون خود را با سپیدیِ بینظیر برف -این مائده آسمانی- شستوشو دهند روحِ زلال کودکان خود را جلا بخشند.
میانهی روز گذشته در تاکسی، مادر جوانی را دیدم که کسب و کار خود را نیمهکاره رها کرده و مغازه خود را بسته بود و سراسیمه به منزل میرفت تا به اتفاق دوقلوهایش در حیاط کوچک خانهشان، «آدمبرفی» درست کند و با چه عشق و اشتیاقی از راننده تاکسی پرسید: «به نظر شما تا من برسم خونه، برفهایی که روز زمین نشسته آب میشه؟» و پیرمرد هم که مثل من متوجه عشق مادرانه این زن ساروی شده بود، با مهربانی گفت: «نه دخترم، هوا سرده و زمین تا شب سفیدپوش میمونه» و مادر چه ذوقی کرد از این عبارتِ امیدبخش راننده.
نگاه دومی که میتوان به این برف داشت، معطوف به آینده است. امروز کسی از این حقیقت تلخ بیخبر نیست که بسیاری از استانهای کشور و همچنین استان سبز مازندران درگیر ناترازی آبی هستند، ناترازیای که یکی از ریشههای آن «گرمایش جهانی»، «تغییر اقلیم» و برهم خوردن الگوی بارش است و دومین ریشه آن نیز در «سوءمدیریت در مصرف آب» بهویژه در بخش کشاورزی.
این برف میتواند نویدی باشد از اینکه چند متر به حجم سفرههای آب زیرزمینی و همچنین موجودی سدها و آببندانهای استان مازندران، اضافه خواهد شد و این اتفاق برای برخی مناطق چون شرق استان مازندران، بسیار حیاتی است.
ما آرزو داریم آسمان، این بخشش و سخاوتمندی خود را طی دو ماهی که از زمستان 1404 باقی مانده است، هم برای مازندران و هم برای همه کشور و همه جهان تکرار کند و همچنین در بهار 1405 نیز شاهد بارش بارانهای خوب باشیم تا درخصوص ناترازی آبی در استانی چون مازندران، کمتر نگران باشیم.
همه میدانند مازندران کانون تولید چند محصول کشاورزی استراتژیک است و وظیفه تأمین غذای بخشهای گستردهای از کشور را بر عهده دارد و اگر به خشکسالی یا کمآبی دچار شود، امنیت غذایی مردم بسیاری در دیگر استانهای کشور به مخاطره میافتد.
همچنین لازم است به خودمان یادآور شویم مصرف بهینه آب هم در بخش کشاورزی و هم در بخش شُرب، وظیفه و تکلیف همگانی است و هیچ مدیر یا شهروندی نباید در این موضوع، مسئولیت قانونی و اجتماعی خود را فراموش کند که این کار، ناسپاسی است و چه بسا قهر و غضب طبیعت را به همراه داشته باشد و تا مدتها در حسرت چنین سخاوتی از سوی آسمان بمانیم.
نکته پایانی اینکه میزان برف و بارانی که طی دو روز گذشته در مناطق مختلف استان مازندران بارید، در مقایسه با حجم آبی که در بخش کشاورزی و همچنین شرب استفاده میشود، بسیار ناچیز است و نباید تصور کرد ناترازی آبی در مازندران با آن، مرتفع شده است و هم مردم و هم مدیران، نباید مدیریت مصرف را فراموش کنند.


رویای مازندران قویتر
عشرت کراری/ اهمیت مازندران بر همهی ایران مشخص است اما گویا تصمیمسازان استان، هنوز به این باور نرسیدند که این استانِ کهن با اساطیر و دانشمندان نامداری که دارد، هرگز درخور جایگاهش توسعه نیافته است و این چیزهایی که امروزه در جهت اقتصاد و گردشگری در استان وجود دارد از بدیهیترین موارد کسب و کار است.
نارنگی ارزان، پاسوز گرانیهای بیامان
این روزها که فصل برداشت مرکبات در مازندران است و باید برای باغداران فصلی شیرین و همراه با به بار نشستن ماهها تلاش شبانهروزی باشد، به روزهای دلهره، نگرانی و خسارت تبدیل شده است و دلیل آن نیز قیمت پایین نارنگی پیشرس و محلی است که 35 تا 40 هزار تومان در هر کیلو بابت آن به باغداران پول میدهند.
عقبنشینی دخترها؛ اجبار یا انتخاب؟
غلبهی هوش بر هنجار سبب شد تا دختر دانشآموز از نظم حاکم بر زیست سنتی ایرانی عبور کند و به شکستن خطوط قرمز و رهایی در هیجان متمایل شود. این اگر نشات گرفته از پیشبینی فقری باشد که در آینده گریبانشان را خواهد گرفت، یا از ضعف اعتماد بهنفس و ترس طرد شدن از سوی جامعهای باشد که معیارهای زیبایی و مقبولافتادن را به آنها تحمیل کردهاست، فرقی نمیکند؛ یک فرایند مخرب حالا به نتیجه رسیده و همچنان در حال پیشروی است.