به گزارش تفکر، عضو کمیسیون تلفیق مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه افزایش حقوق و دستمزدها در بودجه سال آینده عادلانه و متناسب با شرایط اقتصادی کشور پیشبینی نشده است، گفت: این روند نهتنها پاسخگوی نیاز شاغلان، کارگران و بازنشستگان نیست، بلکه میتواند شکاف معیشتی را عمیقتر کند.
باقرزاده همچنین به نبود شفافیت کافی در برخی بخشهای بودجه اشاره کرد و افزود: در حوزههایی مانند برآورد صادرات نفت و منابع ارزی، ابهامات جدی وجود دارد که میتواند تحققپذیری بودجه را با چالش مواجه کند.
عضو مجمع نمایندگان استان مازندران کمتوجهی به مسائل معیشتی و بنیه دفاعی نیروهای مسلح را از دیگر نقاط ضعف لایحه بودجه ۱۴۰۵ دانست و گفت: در شرایط حساس منطقهای، انتظار میرفت نگاه دقیقتری به این حوزهها صورت گیرد.
وی در ادامه با انتقاد از نادیده گرفتن قانون جوانی جمعیت در احکام بودجه، تأکید کرد: بیتوجهی به این قانون، پیامدهای اجتماعی و جمعیتی جبرانناپذیری در سالهای آینده خواهد داشت.
این عضو کمیسیون تلفیق، پرداخت یارانه یکمیلیونتومانی پیشبینیشده در بودجه سال آینده را نیز مورد انتقاد قرار داد و گفت: این سیاست در عمل منجر به برداشت چندبرابری از جیب مردم خواهد شد و همزمان با حذف ارز ترجیحی، آثار تورمی شدیدی را در سال ۱۴۰۵ به دنبال دارد؛ موضوعی که لازم دیدم بهعنوان تذکری برای ثبت در تاریخ نسبت به آن هشدار بدهم.
نماینده مردم بابلسر و فریدونکنار در پایان خاطرنشان کرد: اصلاح جدی ساختار بودجه و توجه واقعی به معیشت مردم، شرط اصلی عبور کشور از مشکلات اقتصادی است.
رویای مازندران قویتر
عشرت کراری/ اهمیت مازندران بر همهی ایران مشخص است اما گویا تصمیمسازان استان، هنوز به این باور نرسیدند که این استانِ کهن با اساطیر و دانشمندان نامداری که دارد، هرگز درخور جایگاهش توسعه نیافته است و این چیزهایی که امروزه در جهت اقتصاد و گردشگری در استان وجود دارد از بدیهیترین موارد کسب و کار است.
نارنگی ارزان، پاسوز گرانیهای بیامان
این روزها که فصل برداشت مرکبات در مازندران است و باید برای باغداران فصلی شیرین و همراه با به بار نشستن ماهها تلاش شبانهروزی باشد، به روزهای دلهره، نگرانی و خسارت تبدیل شده است و دلیل آن نیز قیمت پایین نارنگی پیشرس و محلی است که 35 تا 40 هزار تومان در هر کیلو بابت آن به باغداران پول میدهند.
عقبنشینی دخترها؛ اجبار یا انتخاب؟
غلبهی هوش بر هنجار سبب شد تا دختر دانشآموز از نظم حاکم بر زیست سنتی ایرانی عبور کند و به شکستن خطوط قرمز و رهایی در هیجان متمایل شود. این اگر نشات گرفته از پیشبینی فقری باشد که در آینده گریبانشان را خواهد گرفت، یا از ضعف اعتماد بهنفس و ترس طرد شدن از سوی جامعهای باشد که معیارهای زیبایی و مقبولافتادن را به آنها تحمیل کردهاست، فرقی نمیکند؛ یک فرایند مخرب حالا به نتیجه رسیده و همچنان در حال پیشروی است.