ریيس پليس آگاهي استان مازندران خبر داد:
دستگیری مرد عنکبوتی و کشف راز سرقت 60 ميلياردي پس از 2 سال
«سامع خورشاد» از کشف راز سرقت حرفهاي از يک واحد طلافروشي در يکي از شهرهاي استان پس از گذشت 2 سال و دستگيري متهمی که بهخاطر شگرد خاصی که در این سرقت به کار برد، به «مرد عنکبوتی» معروف شده بود، خبر داد.
به گزارش تفکر، ریيس پليس آگاهي استان مازندران گفت: در پي وقوع سرقت از يک طلافروشي و با توجه به گذشت مدت قابل توجهي از وقوع جرم، پرونده بهصورت ويژه در دستور کار کارآگاهان پليس آگاهي قرار گرفت.
وي افزود: بررسيهاي تخصصي نشان داد متهم پس از شناسايي طلافروشي و اطلاع از ضعف سيستم حفاظتي و پايين بودن سطح امنيتي محل، با برنامهريزي قبلي و از طريق ساختمان مجاور وارد عمل شده است.
ریيس پليس آگاهي استان مازندران ادامه داد: متهم با تخريب سقف و ايجاد مسير دسترسي، با توجه به پايين بودن سطح و ارتفاع محل نصب حسگرهاي سيستم هشداردهنده، خود را از سقف آويزان کرده و با عبور از محدوده پوشش حسگرها به محل نگهداري طلاها دسترسي پيدا کرد سپس با استفاده از سيم مفتول، طلاهاي سرقتي را به سمت بالا کشيده و از محل خارج کرده بود.
وی گفت: سارق بهخاطر شگردي که در این سرقت به کار گرفت، به «مرد عنکبوتي» معروف شده بود.
سرهنگ خورشاد تصريح کرد: ارزش طلاهاي سرقتشده در اين پرونده بالغ بر 60 ميليارد ريال برآورد شده و کارآگاهان پس از انجام تحقيقات فني، تخصصي و اقدامات اطلاعاتي، سرانجام موفق به شناسايي و دستگيري متهم شدند.
وي خاطرنشان کرد: متهم در تحقيقات تخصصي به ارتکاب سرقت اعتراف کرده و پس از تشکيل پرونده براي انجام مراحل قانوني در اختيار مرجع قضايي قرار گرفت.
«برق خورشیدی»؛ یک تیر و چند نشان
این مسیر از آنجایی اجتنابناپذیر است که آب و خاک استان مازندران نیاز به توجه بیشتر دارد و لازم است در یک برنامه بلندمدت، تولید برق در نیروگاههای بزرگ و کوچکی که مازوت، گازوییل و حتی گاز میسوزانند و آلایندگی بسیاری دارند در این اقلیم متوقف شود و جای خود را به نیروگاههای برق خورشیدی بدهد.
«بر رسولان پیام باشد و بس»
این کلک با رویاهای چندان رقصید و این خامه بر خیالاتی بسيار، لیک زمانه گاه سر سازش ندارد و این خامه، چه سرخوردگیها دید و ببیند؛ با این همه، عشق به بیداری، راهی الّا رفتن و رسیدن نمیداند...
اجرای «قانونی ارزشمند» به «شیوهای ناشیانه»
کاش این حضرات از خود بپرسند مگر ساختمان صرف نظر از آنکه مالک آن چه کسی باشد، سرمایه ملی نیست و مگر مصالح ساختمانی از سیمان و آجر و آهن سر به فلک هفتم نرسانده است و حقیقتاً نمیتوان به گونهای نظارت و اِعمال قانون کرد که قبل از آنکه ساختمانهای غیرمجاز ساخته شوند، جلوی احداث آن را گرفت ؟