به گزارش تفکر، رییسجمهور پزشکیان با سخنانی که مبتنی بر منطق بود، حقایق مهمی را در مجمع جهانی سازمان ملل عنوان کرد که هم مهم بود و هم واجب.
سخنان مسعود پزشکیان رییسجمهور کشورمان در هشتاد و یکمین مجمع عمومی سازمان ملل متحد، به چند جهت حائز اهمیت است؛
نتیجه ملاحظات مبتنی بر تعقل و تفکر این شد که پزشکیان به دور از افراط و تفریط بتواند حقایقی را بیان کند تا جهان بداند و بفهمد که جنگ با روشهای قلدرمآبانه در منطقه حاکم شده است و ایران در موضع دفاع مشروع، دست به استفاده از روشی متقابل زده است.
جملههای رییسجمهور آنجا که حقایق، به تلخی اما با صلابت و طمانینه توصیف شد، دلمان را خنک کرد:
◾️ اگر حقوق بینالملل فقط زمانی اجرا شود که با منافع قدرتمندان سازگار باشد، کشورهای بیشتری به این نتیجه خواهند رسید که برای تأمین امنیت خود تنها به قدرت خویش باید تکیه کنند و این آغاز جهانی خطرناکتر برای همه ما خواهد بود.
◾️ ما جهان را نه به جنگ دیگر، بلکه به صلح و عدالت فرا میخوانیم.
◾️ اسرائیل ۷۰ هزار نفر را در غزه قتل عام کرد، اما ایران در پشت میز مذاکره بمباران شد.
◾️ اسرائیل بمب اتم دارد، عضو انپیتی نیست، در تمام عمر ننگینش یک بازرس به سرزمینش راه نداده و مصونیت دارد که هر پایتختی را که خواست بمباران کند.
◾️بمب اتم و دیگر سلاحهای کشتار جمعی این منطقه در اسرائیل است اما بازرسها در ایران.
◾️ صلحی که برای همه نباشد، صلح نیست و عدالتی که شامل همه نشود عدالت نیست.
◾️ نه به جهانی که جنگ جای گفتوگو را بگیرد...
پزشکیان بهخوبی از پس توضیح بحران تحمیلی در خلیج فارس و تسری ناگزیر آن به کل جهان برآمد: «۲۰۰ سال ایران به هیچ کشوری حمله نکرده، ۲۰۰ سال؛ همیشه از خودمان دفاع کردیم. ولی الان باید متهم بشویم که ما تروریست هستیم»
امید آن میرود تا مشاهده این موضع برحق و بهجای رییسجمهور کشور در مجمعی جهانی، بتواند در داخل کشور نیز به اتحاد و همگرایی منجر شود تا ایجاد وحدت رویه، مملکت را به صلح، ثبات و آرامشی که حق مردمش است، برساند.
تهدید اخیر ترامپ نسبت به ایران با همان تناقض مضحک همیشگی و زیر فشار انتخاباتی و حزبی، به هذیانی شبیه است که همزمان هم از دیدار احتمالی با رییسجمهور ایران در سازمان ملل استقبال میکند و هم به محو کامل ایران میاندیشد!
در حالی که نگاهها به نیویورک و تحولات پیرامون هشتاد و یکمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد دوخته شده، پرسش اصلی این است که آیا میتوان در میانه این بحران عمیق بیاعتمادی، بار دیگر راهی برای گفتوگو و گشودن مسیرهای دیپلماتیک پیدا کرد؟
شعار «احیای اعتماد» منطبق با شرایط کنونی نظام بینالملل طراحی شده است، اما آیا این اعتماد با وجود آدمی متزلزل و سستعنصر چون ترامپ _که انگار رییس همهی جهان است_ اصولاً محقق خواهد شد؟!
مهمترین اجماع رهبران کشورهای جهان در مقر سازمان ملل در نیویورک در جریان است و باید دید چه سازوکاری جهت ایجاد صلح پایدار در منطقه و به دنبال آن در کل جهان به کار گرفته خواهد شد و آیا سازمان ملل قدرت خواهد داشت تا با خروج از انفعال بتواند به چالشهای ژئوپلتیکی و بحرانهای بیپایان به ویژه در خاورمیانه پایان دهد یا خیر؟