به گزارش تفکر،
چند سال است که درخصوص روند رو به رشد پیری جمعیت در استان مازندران هشدار داده میشود و آمارها نیز تأیید میکنند این استان پس از همسایه غربی خود گیلان، در جایگاه نخست از نظر رشد منفی جمعیتی قراردارد و باید برای توقف این روند تدبیری اندیشید.
مدیران و نمایندگان هم مستمراً از تَبَعاتِ پیری جمعیت میگویند و بر اجرای قانون جوانی جمعیت و برگزاری جلسات روتین در این زمینه تأکید دارند اما مشکل همینجاست که با حرف و هشدار، نرخ ازدواج بالا نمیرود و تمایل به فرزندآوری در زوجها شدت نمیگیرد و جمعیتِ استان، جوان نمیشود.
استان مازندران به سمت پیری میرود و همه میدانیم جوانی جمعیت یک فرصت و پیری جمعیت یک تهدید است هم برای استان و هم برای کشور اما هیچ کس صادقانه نمیگوید استانی که عموماً خانوارهایش در دهه ۶۰ و ۷۰ سه تا شش فرزند داشتند چرا به چنین وضعیتی رسید که آمار طلاق در آن بالا و تمایل به ازدواج پایین است و تجردهای قطعی بین جوانان سالبهسال بیشتر میشود و سن ازدواج و فرزندآوری هم روی در افزایش دارد و زوجهای جوان نیز تنها به داشتن یک یا دو فرزند اکتفا میکنند نه بیشتر ؟
مهدی یونسی رستمی که بهمناسبت هفته بهزیستی در نشست شورای اداری ادارهکل بهزیستی استان مازندران حاضر شد، با بیان اینکه سالمندی جمعیت یکی از مهمترین چالشهای پیشِ روی استان است، گفت: با توجه به افزایش جمعیت سالمندان، توسعه زیرساختهای حمایتی و مراقبتی باید به یکی از اولویتهای اصلی برنامهریزی استان تبدیل شود.
وی افزود: گسترش مراکز سالمندی، توسعه خدمات مراقبت در منزل و تدوین برنامههای هدفمند برای پاسخگویی به نیازهای این قشر، ضرورتی اجتنابناپذیر است و این موضوع بهطور ویژه در جلسات شورای اداری استان مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
درخصوص اظهارات استاندار مازندران چند نکته را لازم به طرح میدانیم؛ نخست اینکه نگرانی ایشان منطقی است و پیری جمعیت یکی از چالشهای استان مازندران است و باید فکری برای آن کرد.
دوم اینکه گویا ایشان نیز از حل مشکل و جوان شدن جمعیت استان در چنین شرایطی ناامید است و بر ضرورت گسترش خدمات به سالمندان تأکید دارد اما چرا استاندار مازندران و بیشتر مدیران از جوان شدن جمعیت استان ناامید هستند ؟
پاسخ را باید در وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم جستوجو کرد. هر کسی که طی دو دهه اخیر در هر نقطه از مازندران و گیلان و سایر استانهای کشور زندگی کرد، بهخوبی آگاهی دارد چه بر سر اقتصاد کشور و معیشت خانوارها رفته است و چه انسانهای شریفی که به قعر خط فقر فروغلتیدهاند و این وضعیت، چه اندازه بر افزایش آمار طلاق و انواع آسیبهای اجتماعی، کاهش نرخ ازدواج و فرزندآوری و همچنین ناامیدی جوانان نسبت به آینده موثر بوده است.
همه مدیرانی که درخصوص تهدیدی به نام پیری جمعیت هشدار میدهند کاملاً محق هستند اما کاش قدری هم صادق بودند و به علل و ریشههای آن نیز اشارهای میکردند و در آن صورت حتماً متوجه میشدند ریشه این اتفاقات ناگوار در سوءمدیریت است نه چیز دیگر.
هر سال و مشخصاً در هفته ملی جمعیت نیز برخی دستگاهها با دعوت از عموم مردم در شهرهای مختلف استان اقدام به برگزاری برنامههای مهیّج و فرهنگی با عنوان «ایرانِ جوان» میکنند و این اقدام هم واجد ارزش است و نمیتوان منکر این حقیقت شد که تغییر ذائقههای فرهنگی نسل جدید هم یکی از علل تمایل پایین جوانان به ازدواج و فرزندآوری است اما زمانی که این نسل، امیدی به آینده خود ندارند و مدتزمان انتظار برای خانهدار شدن به هفتاد سال رسیده است، چگونه میتوان بر نتیجهبخش بودن برنامههای فرهنگی امید داشت ؟
مازندران در پیری جمعیت به وضعیتِ قرمز نزدیک شده است و هم مدیران و هم مردم از این موضوع آگاهی دارند؛ اما ظرفیتِ اقتصادی جامعه و چشماندازی که از آینده برابر خود میبینند به آنان اجازه نمیدهد برای حل مشکل گامی عملی بردارند. حداقل نیاز جوانان جامعه جهت تشکیل زندگی و فرزندآوری، چشماندازی روشن است که خیال آنان را در مورد بخشی از آینده، راحت کند. برآورده کردن این مساله جز با یک خانهتکانی اساسی در مورد وضع قوانین حمایتی کامل از جوانان میسر نخواهد شد؛ قوانینی که به آیندگانِ این اقلیم، اجازه دهد زندگی کنند...


